۱۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۹ ثبت شده است

خاطرات عید

من اومدم با خاطرات نوروزی!❤
به روی خودتون نیارید ک بهاره ولی عکس تابستونی گذاشتم😂شما کاریتون نباشه خب بهم حس خوبی میده!من وعشق دیرینه ام تابستان تصمیم داریم باهم دوباره آشتی کنیم^--^
بعدشم هیچ عکسی به اندازه عکسای تابستونی به من انرژی نمیده.امکان داره اینجاپرازتم خفن تابستونی بشه یهو😅
بگذریم.واقعاسعی کردم خاطره ی درست حسابی بنویسم ومثل پست عید بی خودی(ازچرت ترین پستهای این وب😑)گندنزنم توخاطرات قشنگم!هرچند این عید به پای عید بی خودی نمیرسه.

  • ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • چوی زینب دمدمی

    ازمشکلات قلب داشتن

     

    ‏همه ی ما یه جورایی درگیر سندرم استکهلم ایم. ‏به چیزایی وابسته میشیم که بهمون صدمه میزنن. وضعیت مثل بغل کردن کاکتوسه :))

  • ۱
  • نظرات [ ۱۱ ]
    • چوی زینب دمدمی

    بهار

     

    تعطیلات عید خودراچگونه میگذرانید؟
    جواب:
    همون طورکه دلم میخواست😍😍😍
    با،بارون،سکوت،آرامش،رویا،نوشتن،انیمه،کتاب،فیلم،اینترنت،شیرینی،چای،فکرهای رنگارنگ وتلاش برای خودسازی بیشتر*--*
    والبته عکاسی!(عکس بالایی حیاط خونه بابابزرگمه!/نمیدونم چرا۹۰درجه کج شده آپلودش کردم صاف بودهااا😂)
    کتاب جدید ندارم فقط دارم جودی میخونم:|یادش بخیرپارسال چقدرکتاب داشتم😢
    ***
    چندشب پیش حدودساعتای۳نصفه شب(من تا نزدیک ساعت۲و۳خوابم نمیبره هیچ وقت)یه بارون به شدت قشنگ داشت میبارید ومنم نصفه شبی بلندشدم رفتم توحیاط(اونم توتاریکی😅)ولی انقدرسردبود که دودیقه بیشترنتونستم بمونم اونجا!😂
    خواهش میکنم سال خوبی باش😭🙏
    +داستان اون فضاییه که عاشق زمینیه میشه رویادته؟خخخخ بالاخره پایانشو پیداکردم!چقد من این داستانمو دوست دارممم💓وقتی با این خل وچل هام ایده های داستان زیاد به ذهنم میرسه!

    پ.ن:ازخونمون متنفرم منو یادخاطرات بدم میندازه😐😭

  • ۱
  • نظرات [ ۰ ]
    • چوی زینب دمدمی

    عیدجذاب+پک جشن تولد❤

     

    بالاخره سال نومبارک..!

    💜جودی من تولدت مبارک!!!
    یکی از بهترین اتفاقای زندگیم آشناشدن باجودی دمدمی بود.اصلا نمیتونم حس وحالمو با این کتاب توصیف کنم.
    سرتاسرکتابای جودی پرازخلاقیت،حس خوب،ماجراجویی،هیجان،طنزهای کیوت ونکات اخلاقیِ آموزنده ست.جودی باعث میشه من به همه چیزحس خوبی پیداکنم.همه چیز روبرای من جذاب میکنه.حتی بعضی وقتاکه باخودم فکرمیکنم جودی اونقدراهم کارشوخوب بلدنیست بازم جودی بهم نشون میده که تحت هر شرایطی کارش یعنی انرژی دادن وخوب کردن حال روبلده بهترازهرکسی.یه وقتایی باخودم فکرمیکنم من بالاخره باید ازاین جودی خسته بشم.ولی بعدکه دوباره میرم میخونمش میفهمم که این غیرممکنه.جودی یه شاهکاره❤


    بعد یه چیز جالب تازه کشف کردم.اینکه من هرکدوم ازجلدای جودی رومیخونم بعدش تایه مدت فکرمیکنم اون جلد بهترین جلدشه😂در واقع جودی بهترین جلد نداره.همشون محشرن.هرکدوم حس وحال مخصوص خودشونو دارن.
    جودی؛بین منو تو هیچ وقت،هیچ وقت،هیچ وقت جدایی نمی افته هرگز!🙏
    یه چالش راه افتاده بود که به یکی ازشخصیتای خیالی موردعلاقه تون نامه بنویسید ومنم نمیتونم بینشون یکیو انتخاب کنم انقدرکه شخصیت موردعلاقه دارم.ولی حالاشاید برای جودی یکی نوشتم شایدم نه:/


    میدونید بچه ها؛هیچ چیزقشنگ ترو جذابترازاین نیست که کتابت چاپ بشه

    ​​​​میدونم میدونم،من خودم اینوتجربه نکردم ولی میتونم تورویا پردازی هام تجربه ش کنم وبفهمم حسش چقدر زیباست*___*نصف بیشتراتفاقات شیرینی که برام افتاده روتو رویاتجربه کردم اصلا بخاطرهمون رویاپردازی هابودکه تابستون پارسال انقدر جذاب بود.رویا پردازی اگه نبود همه ی روزای من یه رنگ بودن یاشاید اصلا رنگی نداشتن!
    فکرکن مگی وقتی کتابهای رنگارنگ وخوشگلش چاپ میشن چه حسی داره.کتاباش قراره به سراسردنیا سفرکنن وهزاران آدم غمگین روشاد کنن،به آدمای بی اعتماد به نفس اعتماد به نفس بدن،برای هزاران نفریه دوست خوب ویه منبع انرژی ویه مسکن باشن،هرچند من هیچ وقت نمیتونم کتابامو با اسم خودم چاپ کنم(از مشکلات افراد خجالتی😔)قصدم مشهور شدن ک نیست.با یه اسم مستعار یا...اصلا نمیدونم میتونم اجازه بدم داستانای چرت من پخش بشن یانه😐
    ***

    ​​​​کایرای قشنگم تولدت مبارک!
    نمیدونم چراوقتی خنده های ب این قشنگی داری انقدرکم میخندی که بذارنت تولیست عبوس ترینها😒؟زیاد تربخند تابه همه نشون بدی وقتی میخندی اصلنم شبیه اسکلانمیشی😂


    من چقدرازمامانای جیگرخوشم میاد+___+یکمی منویادرهامیندازه البته فقط یکم.
    این دختر درخشش خاصی توفیلمای کلاسیک داره بهتون پیشنهاد میکنم یکی ازاین سه تافیلمشو ببینید.بازی تقلید،غروروتعصب یاآناکارنینا.
    اینم برا کورشدن چشم حسودا😂👇😎


    ***
    آکامه جـانم تولدت مبارک!


    به ببین تولدچه نویسنده محشریه!یکی ازنویسندهای موردعلاقم😍یکی از قدیمی ترین دوستای مجازیم،یه اوتاکو ی خیلی خوش سلیقه(هرچند سلیقه هامون شبیه هم نباشه😂)
    اینم آکامه ست وقتی نوشتن داستانش تموم میشه^__^:


    خلاصه ک تولدت مبارک دوست عزیزم
    نمیدونیدچقدرخوشحالم تمام دوستای مجازیم نویسنده ن ماشالا*__*نام میبرم:نرگس،غزل،ریحون،آکامه،نیلوفر(عاشق قلمشم)آیریس(به به استــاااادگرامی عشقه منه ایشون😍!)سین دال(خدا ازنویسندگی کمش نکنه خیلی خفنه^_^)شهرزاد(ک تونوشتن متنای دلبر استادن😭)وغیره.
    خوشبختی یعنی دوستای نویسنده داشته باشی هرکدوم دریه زمینه هرکدوم بایه قلم خاص وهرکدوم بایه سری ویژگی های مخصوص...عاشقتونم.
    ***
    آبجی نیلوی من تولدت مبارک^__^ببخشید که پساپس تبریک میگم.

    ازت ممنونم که برام جای خواهر بزرگترم بودی.ممنونم بخاطرحرفای قشنگت.خودتو دوست داشته باش وتولدت مبارک!

    اینم کیم نانا جیگررررر😘هدیه ب تو♥


    پ.ن:واقعا چرا وبت برای من نمیاد؟!همه وبلاگ های بیان میان بجزوب تو آخه این عادلانه ست😭

    ***
    داداش بنده هم فروردینیه ولی کی به اون اهمیت میده؟😐
    خب ما الان دوهفته ست اصفهانیم.نترسید ازخونه هم بیرون نمیریم😂(فقط خونه عمو وعمه م)آخ خداروشکر دیگه قرار نیست بریم خونه عمه های بابام عید دیدنی(ازعمه های بابام اصلا خوشم نمیاد:///)خداروشکر که این شخصیت خرِخودم دوباره به دوران آدمیزادبودنش برگشته ودوباره میتونم باهاش حال کنم😂خواستم مثل اون موقع هاکه خواب بد میدید بی حس وحالش کنم ولی دیدم خودش تن نمیده به این قضیه دلش میخواد پرانرژی باشه منم بیخیالش شدم.خیلی خوب شده+_____+مگه میشه با این برم هاوایی و حالم خوب نشه مگه میشههههههههههههه😍مگه میشه نازنین ومصطفی باشن و خوش نگذره؟خدایاممنون که عیدمو ازم نگرفتی و واقعا عاشقتم ک انقدرخوبی وبهم لطف داری💗خودت میدونی که چقدرمن به این عیدنیازداشتم.

    خب من باید به یه موضوعی اعتراف کنم که به شدت ازبابتش خوشحالم.من بعدازاین تابستون افتضاح واقعاواقعاواقعا داشتم تلاش میکردم که دریه موردخاص تغییرکنم.وهی نمیشد.واقعا نمیدونم چطورشد...صرف یکی دوروز...جل الخالق کارای خداروبرم من...من درست شدم😍😅😍😅🙏خدایا باورم نمیشهههههه.فکرمیکنم میتونم دیگه باخیال راحت وازته وجودم داد بزنم که همه چی خوبـههههههه...
    فکرکنم شمام شاهد این درگیری های اخیرمن باخودم بودیداین چندوقت.امیدوارم تغییراتوهم تومن احساس کنید.
    هیچ وقت توزندگیم همچین حسی نداشتم😍ممنون که بهم اجازه دادی منم این حسو تجربه کنم!!!
    پیشرفت کردن،فوق العاده ست.خوشحالی یعنی ببینی اونهمه زجرکشیدن وبدبختی کشیدن الکی نبوده*__*

    (بعدانوشت:شت!😑دنیا ازهمین الان شروع کرد به جنگ بامن!آخه چرامنتفی؟بقول دخترعموم این کرونا خیلی بد کوفتیه)

    دوست داشتم درباره سال۹۸وراجی کنم.ولی به خودم گفتم خفه شو.گذشته هادیگه گذشته غرزدن روهم دیگه باید تمومش کنی.پس هیچی نمیگم.اگه بخوام یه اسم برای سال نودوهشت بذارم...اول میخواستم اسمشو بذارم سال شوم،ولی اینم یه نوع بد بینی ومنفی بافیه دیگه.پس بهش میگم سالی برای خودسازی.من الان بهترین خودمم ودارم یادمیگیرم ک عاشق خودم باشم.واگه بخوام یه جمله به سال۹۸بگم:

    «خیلی خوشحالم که تموم شدی😑!!»
    من الان اینقدر خوشحالم که میخوام همه چیزو پراز حس خوب کنم.حتی با اینکه متاسفم توایران زندگی میکنم و واقعا داره حالم ازش بهم میخوره.اینم نقاشی جدید مهتاب جانه ازبیلی آیلیش عاشق تم سبزش شدم💚*__*(رنگ موردعلاقه م)


    مردم براش کههه...❤😢
    اوتاکوهای عزیز انیمه سراغ ندارید من برا عید ببینم آخه😭من فقط حوصله انیمه دارم!دوتا فیلم ازجانی وهلنا دارم که خیلی بخاطرشون ذوق مرگم خیلی وقته تولیستم بودن میخوام برم سرشون*__*دیدمشون معرفیشونومیذارم.

    حوصله فیلم ندارم ولی سعی میکنم ببینم.چون یه چنتادارم.
    کتابی که پی دی اف داشته باشه هم اگه سراغ دارید برای دوران قرنطینگی پیشنهادبدید خیلی وقته کتاب جدید نخوندم😭

    شماتوعید میخواید چی کارکنید؟

  • ۲
  • نظرات [ ۷ ]
    • چوی زینب دمدمی
    بعضیا توکل زندگی شون نگرانیاشونو درمیون نمی ذارن.
    مثلابگن خیلی سخته...
    یازیادی دردناکه..
    هیچ وقت همچین چیزایی نمی گن وتوخودشون می ریزن.
    شاید...تاروز مرگشون..
    کلبه شون روداخل قلبشون می سازن...وتوکل زندگی شون ازکلبه شون بیرون نمی یان.
    حتی وقتی احساس تنهایی می کنن،هیچ وقت بهش اعتراف نمی کنن.درواقع،ترجیح میدن توتنهاییشون زندگی کنن.
    بیشترازخونواده شون دوستش دارن...
    ...
    آدم ها این حقیقت رافراموش کرده اند اما تونباید فراموشش کنی ...توتاوقتی زنده هستی نسبت به آنکه اهلی کرده ای مسئولی ...

    ..
    درد های بشری من رو میخکوب میکنن ولی زیبایی،اشک به چشمانم میاره..💚~