۲ مطلب با موضوع «حسای خوب» ثبت شده است

Me*

یه سوال دارم از محضر شریفتون.شخصیتی هست که شبیهتون باشه؟
منظورم وجه مشترک داشتن وهمزات پنداری کردن نیست. چون اگه بخوام برای خودم اینو بگم، تعدادشون خیلی خیلی زیاده.فقط کارکتری که حس کنید خیلی... خودتونه!
من یه سری کارکترا رو بیشتر از خودم حتی درک میکنم وباهاشون همزات پنداری دارم،اما اونا شبیهم نیستن.کلا زیاد کارکتری پیدا نمیشه که "کاملا" شبیه خودم باشه. اصلا تا چند وقت پیش وقتی یکی با اطمینان به یه کارکتر میگفت همزاد من احساس حسادت بهم دست میداد.. خب واقعا چیز بینظریه بین تو ویکی از کاراکترای دنیای قصه ها رابطه ی همزادی وجود داشته باشه..خیلی خاصه..همیشه با خودم میگفتم من یکی از اینا ندارم؟من همیشه دارم دنبال یه کارکتر که شبیه خودم باشه میگردم😂
خب اینکه کسی از نظر هایی شبیهت باشه خیلی خیلی زیاد هست. اما اینکه یه شخصیت مخصوص باشه که همزادت باشه..
ولی لعنتی این جودی ابوتِ لامصب... اگه به یه نفر بتونم بگم همزاد فقط وفقط همونه.
آدمای زیادی تاحالا به من گفتن شبیه آنی شرلی هستم ولی من واقعا خودمو شبیه آنی شرلی نمیبینم. بله .خانم مونتگمری هم قوم وقبیله ای منه،وخیلی وقتا توی نوشته هاش خودم رو حس میکنم ومی بینم. پس اگر نوشته های ایشون شمارو یاد من بندازه کاملا طبیعی ودرسته(جوری که انعکاس خودمو تو نوشته های مونتگمری می بینم دقیقا مثل آهنگای بیلی آیلیشه) ولی آنی شرلی..؟
به سارا استنلی بیشتر شبیهم تا اون(غزل یه بار گفت شبیه سارام وخب این نسبت به اون خیلی نزدیک تره به من) قطعا وجه مشترک های زیادی داریم ولی نوعِ رفتار،شخصیت وحتی طرز فکرمون خیلی باهم فرق میکنه. من خودم تاحالا به چند نفر گفتم شبیه آنی شرلی هستن. ولی خودم؟نه😄
آنی شرلی خیلی پرفکته وجاذبه ی باور نکردنی ای داره. اما من وجودی ابوت دوتا دختر معمولی وخنگ هستیم که درنظر خیلیا آدم پیش پا افتاده واحمقی هم بنظر میایم. البته... هیچ مشکلی هم با این قضیه نداریم. من هیچ وقت نمیتونم خودمو شبیه آدمایی بدونم که دیگران،جذبشون میشن یا ناخود آگاه تحسینشون میکنن. من یه آدم معمولیم. وجودی خیلی خیلی معمولی تر از آنی شرلیه. من ساده ام،ساده بودن رو هم دوست دارم. بعضی وقت ها فوق العاده بودن آنی شرلی گونه واقعا برام..غیر قابل تحمل میشه.
جودی.اینکه همیشه گند میزنه اما در هرحال خودشو دوست داره وبه خودش افتخار میکنه😂اینکه همیشه پر شر وشور وسرزنده ست وباوجود تمام ناکامی ها وزندگی تلخش،همیشه یه لبخند بزرگ رو لبهاشه،سرشار از امید وانگیزه ست!!
اینکه یه دختر سر به هواست واینکه خیلی وقتا دلش میخواد استعفا بده(توی نویسندگی)
اینکه معنی واقعی خوشبختیو پیدا کرده،کلِ...کلِ حرفاش!
یکی دیگه از شباهتامون اینه که ما شاید خیلی پر انرژی باشیم(البته نه همیشه) ولی حرف نمیزنیم.نمیگم جودی حرف نمیزنه.میزنه اما آیا تمام احساسات وافکارشو به بقیه میگه؟حتی بهترین دوستش سالی مک براید؟نه قطعا نه. به جاش مینویسه شون. توی یکی از نامه هاش به بابالنگ دراز میگفت ببخشید که انقدر پر حرفی میکنم ولی شما تنها کسی هستید که میتونم اینا رو براش بگم واگه حوصله ندارید هم میتونید نامه هامو یه راست تو سطل زباله بریزید ولی من باید براتون بنویسم😅
من وجودی اینطوری هستیم ولی آنی ...درحالی که نسبت به ما آروم تر وعاقل تر بنظرمیاد(البته خود منم موجود تقریبا آرومی هستم روحم خیلی پر انرژیه)ولی باهمه حرف میزنه. خیلی خیلی راحت. ارتباط برقرار کردن با همه ی آدما براش راحته. این چیزیه که درمورد من غیر ممکنه.
بعد فکر کن یه نفر همزمان هم شبیه جودی ابوت باشه،هم کیم هی سونگ!😂
هی سونگ چرا؟با این بشر هم خیلی همزات پنداری دارم.یعنی اصلا همه جوره میفهممش.اینکه زیبایی هارو دوست داره،روح آزادی داره واز دور دوست داشتن ودیدن زیبایی ها براش کافیه!اینکه متفاوته.باخونواده ش،باجامعه،با محیط وشرایط.
اینکه به قدرت کلمات باور داره و وقتی همه اسلحه دستشون میگیرن اون،قلم دستش میگیره تاحقایق رو به گوش جهان برسونه.
اینکه از درون غمگینه ولی نماد لبخنده وهمه رو میخندونه.ولبخندهاشم واقعین.وکمتر کسی میدونه،توی دلش چه خبره.زیاد قضاوت میشه وکسی واقعا نمیشناستش.(حالا بگذریم من درسته خیلی کیوت وخوش خنده م ولی اصلا نماد لبخند نیستم تو این مورد بیشتر افرا ام تا هی سونگ...یعنی انقدری دوقطبیم که خودمم واقعا گیج میشمممم از دست خودم)
اینکه به آدمای خشن وکیوت وآسیب دیده جذب میشه😂(دونگمههه)
واینکه یه موقع هایی خیلی پر حرف و پررو میشه😂


ولی اون شجاعتشو ندارم.اون خلاقیت وانرژی مثبتی که ازش ساطع میشه و وجود اصیل و بینظیرشو...هی سونگ شاید سیاه بخت ترین بود(واقعا درحد دونگمه ست) ولی آزاد ترین بود..در بند هیچی اسیر نبود(اصلا آزادی کلمه ایه که منو به شدت یاد خودم میندازه..)
من شبیه ترکیبی از کیم هی سونگ وایم یون سوبم. خجالتی بودن ودرونگرا بودن اون،با شور وانرژی واحساسات این یکی..
هی سونگ واقعا خیلی منو یاد قصه ها وحرفای پیر مرد خوابها میندازه..از دور دوست داشتنش،آزاد بودنش،مخصوصا ستاره بودنش!

حالا غیر از این معصوم های شیطون(!)شخصیت دیگه ای که عمیقققا باهاش همزات پنداری میکنم،یه موقع هایی از شدت همزات پنداری دلم میخواد موهامو بکنم،واصلا میشه بهش گفت همزادِ من،شخصیت افرای خودمه. که شخصیتِ پنهان تر منو نشون میده.حانیه وفاطمه وقتی میخوندنش بهم میگفتن فکر نمیکردیم همچین چیزاییم وجود داشته باشه درموردت😂
کم انرژی(برخلاف جودی وهی سونگ)که با اینکه کیوت های پر انرژی رو دوست داره ولی اصلا نمیکشه باهاشون همراهی کنه،به شدتتتت درونگرا وتو دار.باهیچکس راجبه احساساتش حرف نمیزنه وبه شدت مورد هجمه ی قضاوت های مردمه.از درون چیزی به جز یه مارشمالوی سافت نیست واین تونوشته هاش کاملا مشخصه(کیوتی میباره از هر کلمه ی نوشته ش)اما رفتارش خیلی سرد وخشنه.اونم بخاطر اینکه آدمای اطرافش اونقدر بد هستن که لازمه باهاشون اونطوری برخورد کرد و اصلا لیاقت دیدن چهره ی سافتشو ندارن:// 
اینکه هیچ وقت شروع کننده ی هیچ دعوایی نیست وکلا از درگیری متنفره اما همش ملت بهش کار دارن وآخرشم همه تقصیرا میفته گردن خودش:||||| وااااای این دقیقا منممم😐
واینکه هردومون به شدت استرسی هستیم!!خود کنترلی نسبتا خوبی هم داریم البته ایشون تو همه چیز از من سر هستن خب:/ خلاصه شبیهیم ولی بازم فرق داریم.مثلا یه بار راجبه یه نفر که بچه ش مرده بود میگفت بازم دلم میخواد جاش باشم. حداقل بچه داشتن رو تجربه کرده..من تو این قسمت نمیتونم باهاش همزات پنداری کنم.بهش گفتم نزن این حرفو اینکه اصلا نداشته باشی خیلی بهتره تا داشته باشی وازدستش بدی...ولی گفت نه من حاضرم ازم بگیرنش..ولی قبلش بذارن داشته باشمشT__T اما خب خود من حاضر نیستم وبنظرم ارزششو نداره..(البته الان که دارم بهش فکر می کنم منم یه جورایی همین عقیده رو دارم بازم.اینکه حتی اگه تا آخرش باهم نباشیم ولی بازم من خوشحالم که تورو تو زندگیم داشتم..!)
به هرحال این سه تاشخصیتو ترکیب کنید یه چیزی تقریبا شبیه من به دستتون میاد.

+ولی چقد دلم برای اون دختر شیطون وکیوتِ تابستونی تنگ شده بود#__#حرف زدن با پری چان باعث میشه بیشتر یادش بیفتم! :))
+پارسا کوچولو.. خیلی خیلی خیلی کیوتهههههههه💞😻

  • ۵
  • نظرات [ ۱۶ ]
    • چوی زینب دمدمی
    • چهارشنبه ۲۶ آبان ۰۰

    ~زندگی هوشمندانه ی دکترها~

    سلام.بعد مدتهاطومار@__@طومار ها تو این وب افتضاح میشن.نسخه ی خیلی قشنگتر این پست توی اون یکی وبم هست^^

    خب یه نکته بگم:این معرفی اسپویل خاصی نداره چون سریالش کلا جوری نیست که چیزی برای اسپویل شدن داشته باشه.پس کسانی که سریالو ندیدن هم میتونن بخوننش وبه راه راست هدایت بشن که برن ببیننش😂❤فقط تو معرفی شخصیت هاممکنه یه اسپویل های ریزی داشته باشه که علامت زدم براشون.
    خب بالاخره فصل اول پلی لیست هم تموم شد.باهمه ی قشنگیاش.ومنی که الان لبریزم از احساسات رنگارنگ وباطراوت واقعا نمیدونم چطوری میتونم راجبه این همه حس خوب بنویسم~سعی خودمو میکنم.
    از بعد مستر سان شاین رفتم سراغش تا الان وفکر میکنم نزدیک یک سال شده که دیدنشو طول دادم(بله فکر کنم رکورد خودمم زدم!همیشه طولانی ترین زمانی که یه سریال یا انیمه رو تموم میکردم سه ماه بود.تا الان کوتاهترین مدت میرسه به مسترسان شاین در۱۶روز،وبلند ترین مدت به پلی لیست که نزدیک یک سال😆نمیدونم چندقسمت از فصل دومش اومده ولی این اواخربه معنای واقعی کلمه با خودم کشتی میگرفتم که نرم قسمت بعد!چون اصلا دلم نمیخواد تموم شهههه)پلی لیست یه تجربه ی متفاوت وبینهایت دوست داشتنی بود.از سریاالای پزشکی خوشم نمیاد ولی بعد مستر سان شاین فقط بخاطر دیدن یه چهره ی کیوت وعاشق بچه از یویون سوک رفتم یه قسمت از این سریالو ببینم وعاشقش شدم.اون موقع ها نمیخواستم ادامه ش بدم چون به شدت نسبت به سریالای کره ای گارد دارم و مستر سان شاین هم یجورایی خداحافظی من از کی دراما بود اما انقدر این سریال لطیف،آرامش بخش وپر از حس خوب بود که هر از چندگاهی وقتی حالم خوب نبود دلم بدجوری هوسشو میکرد ومیرفتم یه کپسول مینداختم بالا.یجوری این سریال حس خوب داشت که حتی اسمش هم حالمو خوب میکرد ...همه میگن بعد از سان شاین تامدت طولانی هیچ کی درامایی به دلتون نمیشینه اما منی که قبل سانشاین هم کی دراما به دلم نمی نشست خیلی خوش شانس بودم که درست بعد اون سرنوشت تصمیم گرفت پلی لیست رو برام بفرسته وباعث بشه نسبت به سریالای کره ای دیدگاهم فقط یکم بهتر بشه😉😂
    خب.مقدمه چینی دیگه بسه.
    پلی لیست بیمارستان یه داستان روزمرگیه واقع گرایانه ودلنشینه،پراز شادی وغم.
    یه جمع دوستانه ی پنج نفری داره وسرشار از احساسات خالص ومختلفه.
    دنیای سریال پلی لیست بیمارستان دنیای رویاهای منه=))))نه،اونجا خبری از آبشار های موزی وتک شاخ هایی که هرجا میبرنت وشکلات هایی که باعث کم شدن کالری میشه نیست.اونجا یه زندگی عادی وروزمره جریان داره با کلی مشکل وبیماری وحتی مرگ.
    ولی این چیزیه که من دوست دارم‌.درست مثل لی جانگ وو...یه زندگی عادی روتینه که توش محبت،صمیمت،انسانیت،دوستی وهمکاری موج میزنه.چیز هایی که هیچ وقت کنارخودم نمیتونم ببینم،چون دنیای اطرافم پره از خیانت ودروغ وچشم وهم چشمی ودورنگی.
    این سریال چرخ وفلکی از احساسات واقعیه.شاید عجیب باشه اما از نظر هایی برای من شبیه وایولت اورگاردنه.همیشه میگفتم اگه نیاز دارید گریه کنید اما نمیخواید بهتون فشار بیاد،وایولت اورگاردن رو ببینید.اجازه بدید حالا پلی لیست بیمارستانو هم کنارش قرار بدم.احساسات شفاف وخالص،وجه مشترک بین وایولت اورگاردن وپلی لیست بیمارستانه.
    تو این سریال لحظات زیادی از اشک ها ولبخند ها وجود داره واونقدر ملموس و واقعین که شما از ته دلتون باهاشون میخندین وبه حدی تحت تاثیر قرار میگیرین که شماهم اشکتون در میاد.می ترسید،عاشق میشید،عصبانی میشید...
    من همیشه یه چیزیو گفتم،تراژدی های بزرگ شاید نتونن به راحتی اشکمو در بیارن،اما غم های کوچیکتر وساده تر به راحتی منو وادار به گریه کردن میکنن.
    البته وقتی میگم کوچیک وساده،منظورم بی اهمیت بودنشون نیست.اتفاقا بنظرم عمیق ترن.غم های بزرگتر،عجیبترن ودرسته که سنگین وناراحت کننده ن اما راحت نمیشه باهاشون همزات پنداری کرد. برای مثال بعضی نویسنده که هممون میشناسیشمون که عادت دارن بدبختی وبلا ومصیبت رو سر کارکترهاشون مثل سیل نازل کنن..شایدم انقدر سنگینن که نمیتونم گریه کنم اما وقتی می بینم یه مادر وپدر نگران بچه ی کوچولوشونن ونمیدونن قراره زنده پسش بگیرن یانه...
    وقتی پدر ومادر جوونی رو می بینم که بچه ی کوچیکشون رو از دست دادن...
    وقتی مادر بزرگ های حبه قندیو می بینم که...آه..حقیقتش زیباست وغم دلنشینیه.
    راستش همه ی اشک های من سر این سریال از روی غم نبوده.اتفاقا حالا که فکرشو می کنم می بینم خیلی موارد کمی بوده که از سر ناراحتی گریه کرده باشم.بیشتر اشک هایی بوده که تحت تاثیر اینهمه انسانیت وقشنگی وگرمی پایین چکیده..
    مثل لحظه ی جذابِ به دنیا اومدن یه نوزاد.‌.لحظه ی گذر یه بحران وبرگشتن یه نفر به آغوش خانواده...تلاشی که آدمها برای نجات همدیگه میکنن بدون اینکه همو حتی بشناسن...ودیدن فرشته ای مثل جونگ وون=))))))))))
    یه مدت پیش وقتی داشتم نوشته های قدیمی مو میخوندم خنده م گرفته بود از اینکه همیشه به خودم میگفتم بی احساس.دلیلشم این بود که نمیتونستم سر غمگین ترین وخرد کننده ترین داستان ها گریه کنم! اگر فکرمیکنید بی احساسید،باید پلی لیست رو ببینید واگر واقعا اشکتون در نیومد،مطمئن میشید که بی احساسید😂من،سر پلی لیست همونجوری گریه کردم که سر وایولت میکردم و میدونید اشکهایی که برای وایولت ریختم از الماس برام با ارزش ترن.اینم شباهت دیگه ی پلی لیست و وایولته❤اینو فهمیدم که نقطه عطف احساس هرکسی فرق میکنه ونباید اینطوری به خودم برچسب بزنم:||
    چیزی که توی سریال جالبه اینه که شخصیت ها باهمه ی تفاوتهاشون باهم کنار میان.علتشم اینه که از نظر شخصیتی این آدمها تو سالم ترین ونرمال ترین وضعیت قرار دارن.توی این گروه پنج نفره هیچکدوم شبیه دیگری نیستن وهرکدوم اخلاق وعلایق وسلیقه های متفاوتی دارن.اما مدتهاست که باهم دوستن.همو درک میکنن.به هم کمک میکنن.این سریال بصورت خیلی خیلی جالبی،آدمای متضاد رو که میتونن همدیگه رو کاملتر کنن کنارهم قرار داده بود.سوک هیونگِ تودار ودرونگرا با مین های به شدت برونگرا وپرانرژی،جونگ وون سرشار از احساسات با گیوول به ظاهر بی احساس،جونان با رزیدنتش و...اینجا آدمها همدیگه رو کامل میکنن.هیچ کس کامل نیست.ما به همدیگه نیاز داریم.واین خیلی خوبه که نویسنده ی داستان انقدر خوب روی درونگرا ها وبرونگرا ها شناخت داره ومیتونه از هر دو دسته سالمشون رو بهمون نشون بده.ازنظر اجتماعی وروابط پلی لیست بیمارستان برای همه یه کلاس درسه.
    اگر مثل من به شخصیت های متنوع علاقه ی زیادی داشته باشید این سریال خیلی براتون لذتبخشه بخاطر اینکه بجز پنج تا کارکتر اصلی،به تک تک شخصیت های فرعی به یک اندازه پرداخته شده وشما می تونید انواع واقسام آدمهای مختلفو تو این سریال شاهد باشید.
    طیف شخصیت توی این سریال خیلی گسترده س و چیزی که منو خیلی خوشحال میکنه اینه که شخصیت پردازی اینجا هم پخته ست وهم کاملا رئال .البته شخصیت ها اون چنان متفاوت،پیچیده وکمیاب نیستن،اما به شدت شبیه آدمای واقعی هستن(وقتی میگم آدم های واقعی،لطفا به کلمه ی"آدم"دقت داشته باشید)
    مهمترین نکته توی شخصیت پردازی اینه که واقع گرا باشه ونه اغراق آمیز وافسانه ای.
    شما تو این سریال زاویه های مختلفی از شخصیت هارو میبینید.قرار نیست اونا فقط با یه ویژگی بولد شده شناخته بشن.همه شون میتونن احساساتی بشن،بترسن،خشن بشن،خودشونو ببازن،لوس بشن،خسته بشن،نا امید بشن،و و و..
    شما فکر میکنید سونگ هوا بی نقص وهمیشه کامله،ولی می بینید که اونم یه موقع هایی میشکنه،یه موقع هایی می ترسه ودو دل میشه ونمیدونه چیکارکنه.
    شما فکر میکنید جونان یه بداخلاقِ خودخواهه که احساسات دیگران به یه ورشم نیست ولی می بینید چقدر میتونه با احساس باشه وبا مریض هاش همدردی کنه..
    شما فکر میکنید ایک جون یه آدم شوخ طبع وبیخیاله که هیچیو جدی نمیگیره ولی خواهید دید که یه پدر مسئولیت پذیره،بخاطر دوستهاش حاضره کلی ازخود گذشتگی کنه.همیشه لبخندشو نگه میداره حتی تو شرایط بسیار سخت...شاید بخاطر بچه ش باشه.
    شاید فکر کنید جونگ وون خیلی ملوس وکیوت وعزیز دردونه ی مامانشه ولی همین جونگ وون ما اگه بی عدالتی ببینه میتونه ساید دونگمه ای خودشو آشکار کنه و وحشتناک بشه!
    پس اینو یاد میگیرید که آدمهای دور وبر خودتون رو فقط با دیدن یک وجه شون نباید قضاوت کنید وفکر کنید کاملا میشناسیدشون چون اونا قرار نیست تمام ابعاد شخصیتی خودشونو به شما نشون بدن.
    من خودم علاقه ای به سریالای پزشکی ندارم بخاطر صحنه های جراحی وخون وخونریزیشون اما پلی لیست زیاد رو این بخشا مانور نداده .پس اگه شما هم مثل من رو خون وجراحی حساسید نگران نباشید.تمرکز سریال بیشتر روابطه‌.
    از بخش کمدیِ پلی لیست بیمارستان نباید غافل شد.بیشتر بار کمدی رودوش ایک جونه ولی اینطور نیست که بقیه نقشی توش نداشته باشن مخصوصا جونان وسوک هیونگ وحتی جونگ وون.تاحالا مست شدن دونگمه رو دیدین؟ای دیوونه ی لعنتی!من که جر خوردم فقط نذار هی سونگ این صحنه هارو ببینه!خدایا این موجود چطوری انقدر بانمکه؟
    ورمنس سریال.سریال اون چنان روی عشق وعاشقی مانور نمیده.اما بهرحال رمنس چاشنی همیشگی سریالای کره ایه وخوشبختانه رمنس این سریال،درست مثل ویژگی های دیگه ش،به شدت شیرین وپخته،وخارج از کلیشه ست.بعدم این که عاشقانه ی اصلی هنوز شروع نشده واحتمالا تو فصل دوم زیاد داریم امامن براش ناراحت نیستم وخیلی عجیبه که حتی هیجان زده م! یو یون سوکِ عوضی تمام قوانین منو برعکس کرده.به جز یه صحنه هیچ چیز دیگه ای از کاپل وینتر گاردن توی فصل یک نیست اما من فقط یه سکانس از وقتی شپیشون ریل میشه تو اینستا دیدم به علاوه ی همون صحنه ی آخر کاری تو فصل یک وحقیقتش بذارید جیغغغغغغغغغغغغغ بزنم نشمنشمستشنشمنشنشنشنشنشنشنشنشنشنشنشنشنشنمشنشنشنشن ای کیوووووووووووت لعنتیییییی چطوری میتونی انقدر شیرین باشییی چطوری میتونی انقدر سافت باشی چطوری میتونی اینجوری با قلب آدم بازی کنی بجز مستر سان شاین عاشقانه ای به این شیرینی تو کی دراما ندیده بودم که اینجوری به دلم بشینه وبله قاطعانه میگم منتظرشم وبراش هیجان زده م واز بابت سلامتی ام هم نگرانم چون قبل از مواجهه با جونگ وون وکارهایی که میخواد بکنه،واقعا باید خودتونو آماده کنید که پس نیفتیدددد!
    ودرنهایت پلی لیست بیمارستان پر از درس های ساده ولی شدیدا ارزشمنده.
    چیزی که تو کره ای ها دوست دارم همینه.واقعا دنبال جادادن مفاهیم ودرس های عمیق لابه لای سریال هاشونن.من توی آثار کشورها مختلف به اندازه ی کره این رو ندیدم.هدفشون صرفا داستان گویی نیست.آموزشم هست.
    فقط یه اشکالی که میتونم از این داستان بگیرم اینه که عزیزان حتی اگه میخواین بجای مریض ها عروسک بذارین دیگه نباید انقدر ضایع باشه که بیننده هاتونو چی فرض کردین واقعا؟
    اوه راستی،یادم رفت از بازیگرا بگم.همشون بازیگر های سرشناس کره ای هستن ولی من بجز یویون سوکِ خودم وجانگ کیونگ هو بقیه شونو نمیشناختم واین اولین آشناییمون بود^~^دیگه نیاز به تعریف نداره که تک تکشون کارشونو به نحو احسن انجام دادن اما خودم شخصا بازی یو یئون سوک رو بیشتر از بقیه مورد لطف قرار میدادم ویه جورایی بیشتر بهش توجه میکردم چون هدف اصلیمم از رفتن سراغ این سریال دیدنِ دونگمه تو قالبِ یه دکتر احساساتی و کیوت وعاشق بچه بود و واقعا هرکس مثل من یه نقش خاکستری ویه نقش منفی قبلا ازش دیده بود اینجا قدرت بازیگری این کیوت تازه براش رونمایی میشه(برای من اولین نگاهش تو مستر سان شاین کافی بود تا تحسینش کنم حتی باوجود اینکه هنوز کارکترشو دوست نداشتم)خلاصه بنظرم خیلی در حقش کم لطفی میشه وخیلی کمتر از چیزی که شایسته شه بهش توجه میشه اینکارو نکنید قلب من میشکنه به پسر کیوت من توجه کنید😭💔
    پایان سریال ....انقققققققققدرررررررررر شیرین بود که نمیدونم چطوری باید توصیف کنم.ممنونم.واقعا ممنونم بخاطر لبخندهای از ته دل واشک های با ارزشی که بهم هدیه دادید ^~^فوق العاده اید✊✊✊✊✊
    بریم سراغ معرفی شخصیت ها:
    میدونین جذابیت این سریال به اینه که بازیگراش هرکدوم نقش اصلی های سریال های محبوبن وشخصیت هاش جورین که انگار رفتن شخصیت اصلی پنج تا داستان با پنج تا ژانر متفاوتو بر داشتن واوردن تو یه دنیای روزمرگی ومدرن^__^😂

    جونان:
    خب اول برای شروع ازتوصیفاتی استفاده میکنم که بقیه درموردش میگن:
    یکی از دکتراشون میگه:
    جونان بهترین جراحه!
    ولی خیلی عوضیه!😐😂
    بیننده ها میگن:
    اسم:کیم جونان.
    جسم:انسان
    رفتار:گاو!😐
    بعد میگن جراح قلبه وبراش مهم نیست خونواده ی مریض سکته کنن اول موارد منفی رو ردیف میکنه واسشون:/
    اخلاق درست حسابی هم نداره سختگیر وغرغروعه وبه زیر دستاش خیلی سخت میگیره:|||||
    ولی هممون می بینیم با وجود همین اداهاش چقدر سعی میکنه به مریض ها دلگرمی بده وقانعشون کنه که خوب میشن وهمدردیش خوبه کلا!همونطور که گفتم،خواهیم دید که یه شخصیت قرار نیست فقط بی اعصاب وبداخلاق باشه.یه انسان پراز ابعاد مختلفه.
    از بازیگرش کلا خوشم میاد.این غر زدناش چاشنی همیشگی نقشهاشه.همه کاراشو ندیدم ولی نگید نه میدونم هست😂وبنظرم اخلاق تند وتیز جونان یه بخش بزرگی از طنز داستان بود. خودمم که از آدمای بداخلاق خوشم میاد(بداخلاق مثل ایشون که بانمک باشه نه بعضیا که مثل برج زهرمارن)مطمئنم کارگردان به این فکر کرده که؛خب،کی میتونه هر لحظه غر بزنه و قیافه بگیره درعین حال بامزه ودلنشین ودوست داشتنی باشه؟خودشه،جانگ کیونگ هو😆
    هممممم.چقدر توصیفی که کردم منو یاد حانیه ی خودمون میندازه.دختری که اگه یه روز غر نزنه،شکایت نکنه وایراد نگیره روزش شب نمیشه،بداخلاقه اما همه میدونیم منظور بدی نداره وهرکسی که میشناستش بینهایت عاشقشه!هرچند حانیه ی ما رگ هایی از مظلومیتم داره که نمیشه خیلیم باجونان ترسناک مقایسه ش کرد ولی نکته ی جالب اینجاست که تایپ هردوشونentjعه.خب!متوجه شدید این تایپ چجور آدمایی هستن دیگه!
    جالب ترترشم اینه که این بشر زیاد باجونگ وون کل کل میکنه جونگ وونمenfj عه مثل فاطمه ی ما^^لعنتی چقدر حانیه وفاطمه ن آخهTT
    میدونین ایشون و زیر دستش مکمل های واقعی هستن.اولش دلم برای رزیدنتش میسوخت که گیر این وحشی افتاده اما بعد به این نتیجه رسیدم آدم متزلزلی مثل اون به فرد قاطعی مثل جونان نیاز داره تا بتونه پیشرفت کنه وسختگیری جونان هم براش مفیده در مقابل اینکه خودش به جونان طرز رفتار کردن صحیح با بیمارها رو یاد میداد وجونان هم قبول میکرد که ازش یاد بگیره وحرفشو گوش میکرد،خیلی جذاب بود!
    یبار به سوک هیونگ گفت:به فلانی بد وبیراه گفتیو فرستادیش بره؟
    انگار همه مثل خودش رفتار میکنن😐😂😑
    شخصیتشو خیلی دوست دارم.از اون بداخلاق های باحال ورومخ ومیتونید ببینید توی رابطه ی عاشقانه میتونه چقد ماه باشه و خل وکیفشو ببرید😂
    من واقعا باید این شخصیتو به حانیه نشون بدم😂

    ایک جون:
    ~آدمهای خوشحال بدون درد ورنج نیستن.فقط یاد گرفتن اجازه ندن درد ورنج زندگیشونو به دست بگیره~
    میشه به این شخصیت باحال وسرشار ازحس خوب گفت،تلاشی برای پیدا کردن شادی=))
    وحقیقتا عجب آدم شریفی.ایک جون اوجِ اوجِ رفاقته=))
    یه شخصیت پرانرژی،محبوب،خوش برخورد،اجتماعی،شوخ طبع وپر از احساس فداکاری ومایه گذاشتن از همه چی برای خونواده ورفقاش!
    🚫مقادیر اندکی اسپویل🚫
    ایک جون بدون مشکلات نیست.توی زندگی عاطفیش یه آدم شکست خورده ست اما همیشه سعی میکنه سرحال وپر نشاط باشه.شاید بخاطر پسرش باشه ولی کلا این روحیه ی محشرشو تحسین میکنم.وهمچنین اینکه خیلی خوب با مشکلاتش برخورد میکنه ویه آدم باهوش وعاقله.بله‌.این شخصیت برای من یکی از باهوش ترین وعاقلترین کارکترهاست.برخوردش باخیانت...عالی بود❤👌کسی که خیانت میکنه واقعا ارزش کوچکترین چیزارو هم نداره وایک جون براحتی ازش دست کشید.چون برای خودش ارزش واحترام قائل بود.خودشو بی خودی زجر نداد وشروع کرد که زندگیشو از اول بسازه.میتونم افکارشو بخونم"خب دنیا که به آخر نرسیده.من یه آدم بی لیاقتو از دست دادم واین غصه خوردن نداره تازه اتفاق خوبیه.من هنوز پسرمو دارم.پس چه دلیلی برای ناراحتی هست؟میتونم از اول شروع کنم.بیا بریم تا به مردم کمک کنیم وبادوستامون حال کنیم.همه تو زندگی شون اشتباه میکنن وزندگی هیچکس بی نقص نیست.من میتونم جبرانش کنم وهمه چی درست میشه"
    ^____^درستههه.ایک جون یه پکیج کامل انرژی وانگیزه ست!!!وصد درصد اگه آدم باهوشی نبود اینطوری برخورد نمیکرد.طرز فکرش شبیه منه اما معلوم نیست من توی عمل چجوریم•--•
    وخدای من عجببببب پدری عجبببب پدری.آرزوی همه ست یه همچین پدر مهربون ومسئولیت پذیر وباحالی!ولی خدایی اگه بخوام راستشو بگم روششو تو تربیت بچه نمیپسندم بچه ش بیش از حد داره لوس میشه:| برای آینده خودش خوب نیست آخه.
    بطور کلی میشه گفت از اون کارکتراییه که کلی باهاشون حال میکنم وازشون اعتماد به نفس میگیرم.
    _وقتی بین قلب ومغزت قرار میگیری،حرف قلبتو گوش کن!اون همیشه درست میگه!
    هرچند نمیشه گفت بطور کلی باهاش موافقم ولی زیباست^-^

    سوک هیونگ:
    یک موجودِ سافت و گوگولی*--*
    آره،ایشون بخاطر درونگرا بودنش رو مخ خیلیاست.اما برای من اهمیتی نداره.میتونم حسابی باهاش بخندم.یه آدم درونگرا تو خلوت امن خودش،میتونه بانمک ترین وفان ترین چیزی باشه که میبینید.واینکه من به صورت کلی،برای همه ی مردهایی که خانم هارو درک میکنن احترام زیادی قائلم.
    🚫عام خب اسپویللل🚫
    بنظرم این شخصیت خیلی گناه داشت.اول اینکه چون درونگرا بود همش قضاوت میشد ودوم اینکه بدجوری خجالتی هم بود(آخه درونگرا وخجالتی فرق میکنن باهم این دوتاش بود) با این حال رفت عشقشو اعتراف کرد درحالی که من که وضعیتم وروابط اجتماعیم خیلی خیلی قوی تر ازاونه کراش که میزنم فقط دلم میخواد ازشون فرار کنم.
    اون رفت اعتراف کرد اما رد شدTTخیلیییی بی انصافیه هرچند ترجیحم نمیدادم بهش برسه😂

    جونگ وون:
    _جونگ وون کجاست؟
    +تو بخش مراقبت های ویژه ی کودکانه.میدونی که اونجا زندگی میکنه!
    بالاخره نوبت قند عسل من شد؟؟؟
    عااااو،بنظر من این شخصیت اگه شخصیت اصلی یه داستان حماسی ودلاورانه بود،میتونست یه قهرمان واقعی باشه.
    وقتی راجبه یه کارکتر زیاد حرف میزنم عذاب وجدان میگیرم.ولی منو ببخشید.نمیتونم این عزیز دلو فقط باچندخط مختصر توصیف کنم.
    جونگ وونِ به ظاهر کیوت وگوگولی وعزیز دردونه مامانش،که هنگام مواجهه با ظلم وبی عدالتی میتونه به شدت قاطع وخشن باشه!!
    براش مهم نیست عواقبش میتونه چی باشه اون محکم وبدون هیچ ترسی جلوش می ایسته و از ضعیفتر ها حمایت میکنه! زیادی یاد دونگمه نمیندازه شما رو؟
    آخه یویئون سوک چطوری میتونه در آستانه ی چهل سالگیش به این شدت کیوت باشههه؟
    بی اغراق وصادقانه میگم،یه موقع هایی صرفا از شدت کیوت بودن وقلب خالصِ این بشر میشستم از ته دل گریه میکردم😍😭*چشمهای براق*اونم منی که ...برای تراژدی های سنگین هم به سختی گریه میکنم.خلوص وسادگی محاله اشک رو به چشمهای من نیاره.
    ازاون دسته شخصیت هاییه که انگار از یه تیکه ی قلبِ من کنده شدن.بخاطر همین بود که احساساتم اینجوری سرش شره میکردن.قبلا گذاشته بودمش تو لیست شخصیت های فوق العاده خاصم؟به هیچ وجه پشیمون نیستم.من یه سری کارکتر دارم که مشابهشونو تو هیچ داستانی ندیدم.ولی آن جونگ وون خیلی شبیهشون بود‌.خیلی.عشقِ بی نهایتش وصافیِ قلب بزرگش وصداقتِ توی اعمالش...همه برام آشنا بودن.‌‌انقدر این بشر شیرینه که حتی پدر ومادر بچه ها هم وقتی می بیننش چشم هاشون قلبی میشه.نمیشه این شیرینی مربایی خوشمزه رو دوست نداشتتت.دوستاشم همیشه با یه لبخند شیرین بهش نگاه میکنن.حتی جونان بداخلاقمونم یه موقع هایی که یواشکی داره نگاهش میکنه ذوق میکنه*--*
    بعدشم من کلا به هرکسی که عاشق بچه باشه جذب میشم!!!چقدررررر این آدم بچه مذهبیه آخه.می بینمش خنده م میگیره😂😂😂😂😂😂این بشر یه برونگرای واقعیه.برونگراییم دردسره ها!نمیتونه هیچیو مخفی کنه هر حس وحالی داشته باشه دوستاش واطرافیانش میفهمن.
    سونگ هوا:باهات موافقم.باچیزی که الان داری بهش فکر میکنی موافقم.
    جونگ وون:ای خدا.مگه میتونی فکرمو بخونی؟😅
    .این که یویون سوک این نقشو بازی کرده هم تاثیر غیرقابل وصفی روی دوست داشتنی شدن این کارکتر برای من گذاشته.باعث میشه برای هر لحظه یه رویا پردازی شیرین داشته باشم،اونم اینکه این دونگمه ست توی یه زندگی دیگه.یکی از سرگرمی های موردعلاقه ی من اینه که به این فکر کنم شخصیت ها اگه تویه محیط دیگه ویه شرایط دیگه به دنیا میومدن وبزرگ میشدن چقدر تغییر میکردن وچجور آدمی میشدن.دونگمه و جونگ وون یه مقدار متفاوتن از این نظر که دونگمه ذات سرکش تری داره درواقع یکی از جذابیتاشم همینه اما من میخوام اینجوری فکر کنم که همون گودونگمه اگه تو محیطی سرشار از عشق ومحبت بزرگ میشد ولوسشم میکردن شاید درست مثل جونگ وون میشد.نمیدونم باید بگم چی چون دونگمه همینجوریشم تمام خصوصیت های جونگ وونو داره کیوتی مهربونی قلب خالص پتانسیل انجام دادن کارای خوب فقط تو دنیای وحشتناکی قرار گرفته وحسابی زخم خورده مجبوره بخاطر محافظت ازخودش ترسناک باشه...اونجا پر از بی عدالتیه ودونگمه نمیتونه جلوشو بگیره بخاطر همینه که این قدر آدم سرکش ولجبازیه.
    یعنی تـو همین دنیایی ک من دارم زندگی میکنم،یه آدمی مثل جونگ وون وجود داره؟اگه وجود داشته باشه واقعا باعث دلگرمیه! واگه وجود داره امیدوارم وارد زندگی من بشهTT
    هعی خدا به معنای واقعی کلمه میخوام مامانش باشم💔😭
    کجا می تونم یه دونه ازاینا سفارش بدم؟


    آه ای خالق کیوتی ها!!!!!!!!!

    سونگ هوا:
    بله میرسیم به تک دختر جمعمون که یه دختر سختکوووووش،بی نقص،وکاملا باصلاحیت وکارآمده.جوری که ده تا مردو میذاره توجیبش!همچنین،جذابه.کسی که وقتی کل گروه رد میدن جمعشون میکنه!!! و واقعا قیافه ش خیلی شبیه یکی از استادامون،خانمFهست!!!واقعععا!
    بعضی وقتا همینطوری که نگاهش میکردم با خودم میگفتم این دختر موردعلاقه ی منه!!! نه؟دلم میخواد دختر آینده م شبیه سونگ هوا بشه؟البته شاید در اون حدددد ایده آل من نباشه ولی ازش خوشم میاد❤احساس میکنم میتونه یه دوست خوب ودلسوز باشه. مثل یه خواهر بزرگتر...و وقتی به آدمای موفقی که با تلاششون به جایی که هستن رسیدن ولایق این موفقیتشون هستن نگاه میکنم واقعا حس خوبی میگیرم و سونگ هوا مصداق بارزی از این آدمای موفقه.

    بجز شخصیت های اصلی از چندتا شخصیت فرعی هم خیلی خوشم میاد که باید بهشون اشاره کنم.اولیش رزیدنت سونگ هواست.همونی که دوستش داشت.ارتشی بود وبخاطر بیماریش از ارتش اومد بیرون.آن چی هونگ.خییییللللیییی آدم با شخصیت ودلنشینی بود.ازهمون آروم ومتشخص های استایل من.با اون لبخندهای شیرینش.INFJخالصه.دقیقابه همون گرمی،محترمی ودلنشینی تایپ موردعلاقه ی من!ولی نمیدونم چرا همش حس میکردم معذبه پیش همه.خیلی درونگراست.یه موقع هایی واقعا اعصابم خرد میشد از اینکه چرا حرف نمیزنه؟چرا فقط یک کلمه گفتن انقدر سخته براش؟ولی بعد به خودم گفتم مگه خودتم همینطوری نیستی؟بهرحال اینجور آدما هستن.ولی من اگه جای نویسنده بودم این آدمو تو یه موقعیت خطرناک وجدی قرار میدادم تا ببینم چطور آدمیه دراون لحظه.یه نفر میگفت این بشر رومخشه وهرجور فکرشو میکنم تو کتم نمیره همچین آدم سافت ودل نشینی رو مخ کسی باشه آخه این بچه مظلوم به کی کار داره که بخواد رو مخ باشه•-•اگرم بخاطر ایک جونه که هیچ تهدیدی حساب نمیشه انقدر که این آدم عاقل وپخته وباشخصیته.نویسنده واقعا چرا میخواد اذیتش کنه😭من عاشق ایک جونم ولی ای کاش ایکجون رقیب این نبود...واقعا لایق بهترین هاست امیدوارم یه پارتنر عالی براش پیداشه.اصلا مظلومیت میباره از سر وروش.

    _احیانا...ازم خوشت میاد؟
    _آره،دوستت دارم. میخواستم خیلی وقت پیش بهت بگم.ببخشید(بابت دوست داشتن معذرت خواهی میکنه ای خدااااااTT)
    _ای بابا...این حرفا چیه...نکن این کار‌و...خواهش میکنم.دوستم نداشته باش!
    _خب...من که نمیتونم کنترلش کنم.

    خب من ذوب شدم که برای این بشر!از دوست داشتنی ترین نقش فرعیهای دنیا!!!

    ودومی ایک سون خواهر ایک جونه💫آره،این حتی بیشتر از سونگ هوا دختر موردعلاقه ی منه^_^یه دختر جذااااب کیوت قوی شجاع جسور وحشی باحال با دل وجرئت ورزمی کار!
    با اینکه یه موقع هایی خل وچل بازیاش رومخم بودولی میشه نادیده گرفت چون واقعا دختر دوست داشتنی وقشنگیه وتعجبی هم نداره چونESTJعه😂اینکه شجاع بودن به جای خودش مستقل بودن به جای خودش وکیوت بودن ودخترونه بودن هم به جای خودش بود وتعادل داشت بینشون رو دوست داشتم.بعد این دختر خیلیم منو یاد هان جی مینم میندازه لبخنداش مدل موهاش کیوت بودنش شیطون بودنش صدای کلفتش😂اوپا گفتناش خیلی کیووووت بوووددد*__* میانههه اوپاااا!
    باجونان شیپش میکنم شدید اوایلش میگفتم اَاَاَ چه لوس اما بعد که کاپل شدن تبدیل شدن به دومین کاپل موردعلاقه م💚وحقا که فقط وفقط یهESTJمیتونه یهENTJرو آدم کنه😂

    ترتیب موردعلاقه های من بین پنج تا کارکتر اصلی:
    جونگ وون(جراح اطفال)
    ایک جون(جراح عمومی)
    جونان(جراح قلب)
    سونگ هوا(مغز واعصاب)
    سوک هیونگ(متخصص زنان)

    پلی لیست بیمارستان باغم وها وشادی ها ودرسهاش وآدمهاش،یه سریال متفاوت،پر ازحس خوب ودلچسبه که به کسانی که عاشق روتین وجریانات آرومن،ومثل خودم عاشق سادگیهان،واز دیدن صداقت وانسانیت لذت میبرن ودلشون برای این احساسات تنگ شده،کسانی که از افسانه های رنگارنگ وغیر واقعی خسته شدن ودلشون یه داستان رئال تر،اما شیرین وحال خوب کن میخواد پیشنهادش میکنم💚
    یکی از دوستام چیز خیلی جالبی میگفت.میگفت اگه کتاب خون حرفه ای هستید واز کتاب خوندن لذت میبرید حتما می تونید از پلی لیستم لذت ببرید اما اگه کتاب براتون حکم قرص خوابو داره پلی لیست هم احتمالا همون دقایق اول دلتونو میزنه.
    واقعا درست بنظر میاد شاید برای همه نه ولی حالا فهمیدم سریال هایی مثل پلی لیست و وقتی هوا خوبه رو چه طیف آدمایی میتونن ازته قلب باهاشون ارتباط برقرار کنن.آدمای ملودرام وعاشق کتاب!
    اما توصیه ی من به همه ی شما اینه که این سریالو پشت سرهم نبینید.نبینید.چون لذتشو برای خودتون کم میکنید وممکنه احساس کسلی بهتون بده.سریالش داستانی نداره که بخواید دنبالش کنین ببینین چی شد پس اگه هر وقت حالتون بد بود یا نیاز داشتین بهش،یه قسمت برای خودتون تجویز کنین اون وقت میتونین نهایت لذتو از این سریال جذاب ببرید^__^
    بقیه رو نمیدونم ولی خود من با اینکه آدم کاملا ملویی هستم اگه اینو پشت سرهم میدیدم اصلا لذت نمیبردم.

    کارگردان شین وونهو هم رگ وریشه ایمههه^^چون به کیوت ها میگه بچه هام!

    البته فاطمه وحانیه ی ما اینجورین که

    حانیه:ترسناک بنظر میاد ولی مهربونه.

    فاطمه:مهربون بنظر میاد ولی ترسناکههههXD


    یه تحلیل درمورد فانتزی من که جونگ وون همون دونگمه توی زندگی بعدیشه:
    آخه همه میگن دونگمه وجونگ وون خیلی باهم متفاوتن ولی کسی تا حالا از زاویه ی من به قضیه نگاه نکرده که هردوشون میتونن یه نفر باشن.این ایده وقتی به ذهنم رسید که داشتم به این فکر میکردم جدای از همه چیز این دونفر ذاتشون یکیه.
    هر آدمی فارغ از خونواده ش،تربیتش ومحیط زندگیش ودوستاش،یه سری ویژگی های ذاتی داره.برای مثال آدمی که رویا پرداز به دنیا میاد،این ربطی به تربیت خونوادگی ش یا محیط زندگیش داشته آیا؟نه.ازهمون لحظه ی تولد این صفت تو وجودش بوده.یامثلا کسی مثل هی سونگ که کاملا متفاوت با تمام خصوصیت های خونواده ش به دنیا میاد،خب این از ذاتشه دیگه پس از کجاشه.
    با درنظر داشتن این قضیه اگه بخوایم ذات دونگمه وجونگ وون رو یکی درنظر بگیریم،اینکه دونگمه وجونگ وون میتونن یک نفر تو دوتا زندگی متفاوت باشن برامون قابل قبول تر میشه.
    بهرحال هر آدمی تو وجودش یه ساید دارک ویه ساید انسانی داره.دونگمه و جونگ وون هم همینطور.ولی خب بسته به شرایطشون ازشون استفاده میکنن.دونگمه تو شرایطی بود که مجبور بود مدام از ساید دارکش استفاده کنه.این به معنی اشتباه بودن کارش نیست چون همه ی دلیل دونگمه محافظت ازخودش وآدمهای با ارزش زندگی ش بود.
    ولی جونگ وون تو محیطی نیست که لازم باشه اون ساید دارکشو آشکار کنه وبایه تربیت خیلی خوب بزرگ شده،تویه خونواده ی مرفه ومذهبی اونم به عنوان ته تغاری وعزیز دردونه ی مامانش😂خب ما وقتی اینهمه ملایمت ولطافتو وازش میبینیم زیاد نباید تعجب کنیم.اون تویه محیط لطیف وملایم بزرگ شده.بله.اونم یه بخش خشن تو وجودش داره ولی موقعیتی وجود نداشته که اون قسمت وجودش پرورش پیدا کنه.
    اما دونگمه کسیه که تو بدترین و وحشتناک ترین شرایط ممکن بزرگ شده که حتی گفتنشم منو بی اندازه ناراحت میکنه...فکر کن یه بچه ی بی گناه وازهمه جا بی خبر باشی،اما باهات مثل یه آشغال رفتار کنن.درحد حیوونم ندونتت.اصلا نجس بدوننت.پدر ومادرتو همیشه وهرلحظه جلوی چشمت تحقیر کنن. فکرشو بکن هرشب شاهد این باشی که به مادرت تجاوز میشه.آره.تو از بچگی باید اینا رو تحمل کنی.دونگمه خیلی معصوم بود.کاملا مشخص بود که نمیتونه بفهمه معنی این نوع رفتار چیه.چرا واقعا. از پدرش میپرسید باک جونگ یعنی چی؟اگه قرار بود اینجوری باهام رفتار بشه چرا منو به دنیا اوردی؟
    تو این شرایط حتی اگه آن جونگ وونم باشی دیگه وقتشه خشن بشی.برای محافظت از خودت.اونا تورو نه لایق زندگی میدونن نه لایق داشتن چیزی.تو باید کسی بشی که همه ازت بترسن تا بتونی از خودت وجون عزیزانت محافظت کنی.وگرنه با قوانین اونا تو از همه چیز محرومی.
    خب تو از این دنیا که اینهمه بی عدالتی ودرد ورنج رو بهت تحمیل کرده متنفری.بخاطرهمینه که باهمه چیزش سر لج ولجبازی داری.بخاطر همینه که آدم سرکشی شدی ولی اگه قلبت گرم وخالص نبود،اگه ذاتت مثل جونگ وون کیوت نبود آقای آفتابی مثل یوجین به این راحتی میتونست توی سرکشو رام کنه؟
    لازم نیست آدم زیاد به خودش زحمت بده تا کیوتی وقلب مهربون دونگمه رو ببینه.این واقعا یه چیز واضحه.احساسات شاعرانه وشکننده همه چیز دونگمه رو تشکیل میدن.
    خب گو دونگمه همون آن جونگ وونه اما با این شرایط وبا این وضعی که توش بزرگ شده،ساید دارکش تقویت شده،روحیه ی خشنش،و...اون دیگه دلش نمیخواد تحقیرش کنن.نمیخواد اون اتفاقا براش تکرار بشن.خیلی دردناکه که تو حتی حق نفس کشیدنم نداشته باشی...کاربعضی کارکترا رو نمیشه توجیه کرد...ولی دونگمه هیچ جا اشتباه نکرد...بنظر من هیچ وقت انتخاب غلطی نداشت.دوراه بیشتر نداشت دونگمه. یا بمیره یا زنده بمونه وحق خودشو بگیره واون دومی رو انتخاب کرد.راه سومی این وسط وجود نداشت.
    اون سختیای خیلی زیادی کشیده.بخاطر همین خیلی محکم وسرسخت شده.تو اونهمه سختی رشد کرده ویه شخصیت فوق العاده قوی ومقام داره.
    ولی تصور کنید دونگمه بعد از مرگش برای یه شروع دوباره جای جونگ وون به دنیا بیاد.
    از نظر معنوی اون هیچ کمبودی نداره وباعشق کافی بزرگ میشه.مهربونی وقلب گرم وبزرگش تو این شرایط بی هیچ مشکلی میتونه خودشو نشون بده وساید دارکش یه گوشه برای خودش می خوابه.اون جراح کودکان میشه.یه آدم موفق‌.عاشق بچه ها.اهل کمک به دیگران وکارهای خیر.
    خب اون مسلما سختیایی که دونگمه کشیده رو نکشیده پس نباید ازش انتظار استقامت وسرسختی دونگمه رو داشت. این بخاطر تفاوت ذاتیشون نیست.شخصیت اون یکی تو درد ورنج محکم تر شده وخود جونگ وونم جای اون بود همینقدر قوی میشد.
    بنظرتون آن جونگ وونی که تو شرایط دونگمه باشه دیگه میتونه لوس بازی در بیاره یا برای مرگ یه بچه گریه کنه ونا امید بشه؟
    دونگمه با مرگ خیلی خوب آشناست.مرگ براش چیز عادی ای نشده که روش تاثیری نذاره.مرگِ دوستانش از درون خردش میکنه.مخصوصا سرمرگ هینا که دیدیم چقدر براش دردناک بود.ولی قبولش کرده.اون به این دنیای کثیف وظالم کوچکترین امیدی نداشته که وقتی کسیو از دست بده یکدفعه بخواد نا امید بشه.
    جونگ وون خیلی چیزا داره.اما دونگمه چیزی برای از دست دادن نداره. بخاطرهمینه که...رفتاراشون باهم اینقدر متفاوته.
    من واقعا دونگمه رو تحسین میکنم.کسی که باوجود اینهمه ظلمی که درحقش شده،بااینکه کسی نبوده که بهش عشق ومحبتو آموزش بده،هیچ تربیت اخلاقی بالای سرش نبوده وهمه ی چیزی که از وقتی چشم باز کرده دیده خشونت وظلم وبی عدالتی بوده،...یه انسان واقعیه.درک داره،یه قلب گرم داره،درسته که روش ابراز محبتو خیلی خوب بلد نیست یاشایدم از قصد اینطوری رفتار میکنه با شخص موردعلاقه ش(نمیشه بگیم روش محبت کردنو بلد نیست چون برخوردش با هینا وهوتارو عالیه.قطعا ازقصد اینجوری رفتار میکنه)ولی اون یه عاشقه،یه حامیه،کسیه که میشه بهش تکیه کرد،بهش اعتماد کرد،وکسیه که دوستانشو خیلی دوست داره.اون هیچ وقت حق مظلومی رو نمیخوره وازشون حمایت میکنه.نسبت به این موضوع خیلی حساسیت داره که،به کسی بدهکار نباشه.چون اون یه انسان شریفه وهمونطور که حق خودشو بی کم وکاست میگیره،نمیتونه بذاره حقی رو گردن خودش باشه.
    بعضی افراد عقیده دارن چون خودشون قبلا خیلی سختی کشیدن وظیفه ندارن دیگه به کسی که توشرایط خودشونه کمک کنن،سامانتا توی کتاب پیش از آنکه بمیرم میگه:
    "قبلا من اون پایینه بودم وحالا بالام وخب کسی تاحالا نگفته زندگی عادلانه ست"
    درحالی که این نوع طرز فکر باعث میشه این چرخه ادامه پیدا کنه.پس آخرش کی باید اعتراض کنه به ظلم؟وقتی خود کسایی که مورد ظلم واقع شدن هم کاری نمیکنن باید توقعی از آدمای دیگه داشت واقعا؟
     شاید اگه کس دیگه ای جای دونگمه بود به کل انسانیتشو از دست میداد اما دونگمه اینطوری نشد...من مطمئنم حتی بخاطر اشین هم هیچ وقت حاضر نبود انسانیتشو از دست بده...اصلا مگه دست خود آدمه؟من یه شخصیت دارم که میخواست دیگه قلب نداشته باشه وبی احساس باشه تادرد نکشه مثل بانوجانگ.یه مدت طولانی هم تظاهر میکرد که موفق شده اما وقتی قرار نیست بشه یعنی قرار نیست.چه بخوای چه نخوای تو داریش.هرچند دونگمه به خواست خودش بود ...قلب دونگمه با ارزش ترین داراییشه.
    این بخاطر اینه که ذات خوبی داره وهیچ چیزی نمیتونه ذات یک نفرو تغییر بده.حتی خودش.واقعا میگم.حتی خودش.
    فقط دلم میخواد واکنش هی سونگو وقتی بفهمه دونگمه تو زندگی بعدیش یه کاتولیگ به شدت مذهبیه ویه بچه مثبت کیوت ببینم😂دیدن داره واقعا.
    ونکته ای که در آخر باید بگم باور کنید این فقط فانتزی ذهن رویا پرداز منههه وقرار نیست قبولش کنید حتما وهمچنین لازم نیست بیاید ردش کنید چون چه من به این باور داشته باشم چه نداشته باشم چیزی عوض نمیشه پس خواهشا رویای شیرین منو خراب نکنید.بهرحال هیچ کدوم ما نمیدونیم حتی خودمون توی زندگی دیگه میتونستیم چطوری باشیم وفقط میتونیم حدس هایی که ثابت نمیشنو بزنیم.نه لازمه این فانتزیو قبولش کرد نه زیاد جدیش گرفت فقط من عاشقشم ومیخوام باهاش حال کنم.یکم برای دونگمه کیوتم خوشحال باشم(چون به عدالت اعتقاد دارم)وهمین دیگه^-^

    +یکی از آهنگ هایی که جونگ وون تو پلی لیست بیمارستان میخونه،متنش میتونه خیلی خیلی از طرف دونگمه خطاب به اشین باشه.

    🎶تو عشق یکی یه دونه ی منی🎶
    🎶من بی صدا قول میدم🎶
    🎶که ازت محافظت کنم🎶
    🎶تاوقتی که اشکات خشک نشده🎶
    🎶توکل این دنیای بزرگ🎶
    🎶برای مدت طولانی🎶
    🎶ازبین همه ی این آدما🎶
    🎶من فقط تورو دوست دارم🎶
    🎶تو کل این دنیای بزرگ🎶
    🎶برای یه مدت خیلی طولانی🎶
    🎶ازبین همه ی آدما🎶
    🎶ممنونم که تو رو دیدم🎶

  • ۴
  • نظرات [ ۵ ]
    • چوی زینب دمدمی
    • يكشنبه ۱۳ تیر ۰۰
    بعضیا توکل زندگی شون نگرانیاشونو درمیون نمی ذارن.
    مثلابگن خیلی سخته...
    یازیادی دردناکه..
    هیچ وقت همچین چیزایی نمی گن وتوخودشون می ریزن.
    شاید...تاروز مرگشون..
    کلبه شون روداخل قلبشون می سازن...وتوکل زندگی شون ازکلبه شون بیرون نمی یان.
    حتی وقتی احساس تنهایی می کنن،هیچ وقت بهش اعتراف نمی کنن.درواقع،ترجیح میدن توتنهاییشون زندگی کنن.
    بیشترازخونواده شون دوستش دارن...
    ...
    آدم ها این حقیقت رافراموش کرده اند اما تونباید فراموشش کنی ...توتاوقتی زنده هستی نسبت به آنکه اهلی کرده ای مسئولی ...

    ..
    درد های بشری من رو میخکوب میکنن ولی زیبایی،اشک به چشمانم میاره..💚~