۲ مطلب با موضوع «روزمرگی وشرح حال» ثبت شده است

روزنه..

همیشه یکی از سرگرمی‌های مورد علاقه‌م فهرست نویسی بود. الآن هم می‌شینم وشروع می‌کنم. وقتی همه ی آدمهای رنگی رنگی مهربون زندگیم رو،دونه دونه کنارهم می‌چینم، قلبم کم کم مثل قوری روی سماور شروع می‌کنه به گرم شدن وقل قل زدن ومثل همون گل رزی که با نوازش دستهای گرم ومادرانه ی آفتاب از خواب بیدار شده،احساس سبکی می‌کنم. می‌بینی؟دوباره داره می‌تپه.

وزش باد میان درخت بید مجنون~🍃

بدون حرف اضافه ای،ادامه ی کتاب نوشته ها اضافه شدن.❤

"کلمات، همیشه این قدرت را ندارند که آدمهای خیلی خوشحال یا خیلی غمناک را راضی کنند زیرا انتهای خوشحالیِ زیاد یا غصّه ی زیاد، سکوت است! "
-آنتوان چخوف-

+عنوان پست برگرفته از قسمت اول سریال "وقتی هواخوبه پیدات میکنم"

​​​​​​