دنیای زینب❤

دستتو بده به من و بیا باهم سفر کنیم بین قصه ها،کتاب ها،رویاها،افسانه ها و آدم های خیالی!

دنیای زینب❤

دستتو بده به من و بیا باهم سفر کنیم بین قصه ها،کتاب ها،رویاها،افسانه ها و آدم های خیالی!

دنیای زینب❤

بعضیا تو کل زندگی شون نگرانیاشونو درمیون نمی ذارن.
مثلا بگن خیلی سخته...
یا زیادی دردناکه..
هیچ وقت همچین چیزایی نمی‌گن وتو خودشون می‌ریزن.
شاید... تا روز مرگشون..
کلبه شون روداخل قلبشون می سازن...وتو کل زندگی شون از کلبه شون بیرون نمی‌آن.
حتی وقتی احساس تنهایی می‌کنن،هیچ وقت بهش اعتراف نمی‌کنن.درواقع،ترجیح می‌دن تو تنهاییشون زندگی کنن.
بیشتر از خونواده شون دوستش دارن...
...
آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند اما تو نباید فراموشش کنی ...تو تا وقتی زنده هستی نسبت به آنکه اهلی کرده ای مسئولی ...

..
درد های بشری من رو میخکوب میکنن ولی زیبایی،اشک به چشمانم میاره..💚~
---
چنل تلگرام:zeynabdamdami

آخرین نظرات

سیسیلی اخم کرد و گفت:

آینده ی منم بگو. شده به شوخی.

دختر قصه گو نگاه غمگینش رو از سیسیلی دزدید و گفت:تا وقتی زنده ای،هرکسی تورو ببینه عاشقت می‌شه!

بعد از پیشگویی دختر قصه گو،از جامون بلند شدیم و برگشتیم خونه. اما همون موقع بهم الهام شد،سیسیلی عزیزمون روی زمین،آینده ای نداره. همون‌طور که به دختر قصه گو الهام شده بود. اما.. نخواست بگه.

همون طور که احتمالا متوجه شده باشید،پست قبلی رو برای ISFJ های عزیزم نوشتم🌸🥲

درسته که انگیزه ها می‌تونن از هر تایپی باشن اما،این تایپ شاید نماد تمام ویژگی‌هایی باشن که انگیزه هارو تشکیل میده.و اکثر انگیزه ها از نظرم همین‌تایپی ان.

کسانی که واقعا واقعا،نگاه کردن بهشون،حضورشون،می‌تونه انگیزه ای باشه برای زیستن. برای من و امثال من. هم‌رگ و ریشه های من‌.

و شاید،برای هر آدمی.🦋🌧

پس کاش همه ی آدم‌ها یکی از اینا داشته باشن توی زندگی شون.

اما موضوع بسیار بسیار عجیبی هم وجود داره و اونم اینه که؛آدم های این تایپی،چه توی قصه ها،چه حتی توی دنیای واقعی،خیلی خیلی زود می‌رن. همیشه در اوج جوونی،یا حتی قبل از اینکه به طور کامل شکفته بشن،حتی شده به بهونه ی یه نسیم سرد،چیده می‌شن..🥀

دو نفر رو توی زندگی‌م از نزدیک می‌شناختم. Isfj خالص بودن و از بی آزار ترینا و عزیز ترین برای خونواده و هرکس که می‌شناختشون. و هردو در اوج جوونی رفتن و داغی سرد نشدنی گذاشتن به دل خونواده شون.

و در مورد کارکتر ها هم که می‌تونم لیست درست کنم.

امروز که داشتم موقع ظرف شستن کتاب صوتی "قصه های جزیره" رو گوش میدادم،متوجه شدم سیسیلی نازنین که اونم یه isfj شیرین و دوست داشتنیه،همین سرنوشت رو داره:"))

و واقعا باعث تعجبم شد. عادی نیست این... این موضوع.

انگاری که واقعا مال این دنیا نیستن و 

-اون‌ها فرشته بودن. پس بهشت صداشون زد و گفت:برگردید..!-

لیست کارکتر های isfj که جوون مرگ شدن:

-توت‌فرنگی کیوتچه ی خودم.

-بت از زنان کوچک

-سونگ یون از ایسان🪷 (این سریال و شخصیت‌هاش برای من یه شاهکار به تمام‌ معنان. به زودی درباره ش می‌نویسم اینجاهم)

-کیوکی از دیمن اسلیر (و کلا توی دیمن اسلیر پررر از کارکتر isfj هست که می‌میره.🥲)

-حسن از بادبادک باز..🕊

-میونگ‌هی از جوانان می

-سیسیلی از قصه های جزیره

نمیدونم.. شما کارکتر دیگه ای رو می‌شناسین؟

بیایم بیشتر مراقب این زلال های بی آلایش باشیم که دنیای سرد و تاریک و زشتمون،بی اندازه بهشون نیاز داره.

زلال،خالص،معصوم،بی آزار،متواضع،با ظرافت،لطیف،سختکوش،صبور،استوار ولی بدون خودنمایی و در حاشیه.

اونقدر لطیف و ظریف که کسی باور نمی‌کنه این جنگجوهان که بهشون تکیه می‌کنن!!

چیزهایی که منو یادشون می‌اندازه:

توت فرنگی. پروانه ها. بارون بهار. رنگ سفید. قو. اکلیل. وسایل تزئینی کوچیک. کیک یا شیرینی که با دقت تزئین شده. یا یه وسیله ی دست‌ساز کوچیک،که با احساس و ظرافت کامل ساخته شده🥹

این ایموجی🥺🥹

 

اگر تایپ isfj یک ... بود:

میوه:توت فرنگی

رنگ:سفید. بخاطر ملاحت و سادگی. یا صورتی کمرنگ.

شغل:پرستار

شی:اکلیل یا وسایل تزئینی کوچک

شخصیت فیلم:سونگ‌یون از ایسان

شخصیت کتاب:بت از زنان کوچک

آب و هوا:اون لطافت بعد از بارون

کتاب:(جای خالی می‌ذارم تا بعدا جوابش رو پیدا کنم)

صدا:یه آوای غمگین. نی یا فلوت. شبیه مرثیه. 

قسمتی از خونه:خود خونه

هنر:شیرینی پزی،نقاشی.. هر هنری که به توجه به جزئیات و دقیق بودن نیاز داشته باشه.

کشور: کشور رو نمی‌دونم ولی اگر قوم بود حتما هزاره!

کلمه:ملایم^^

حس:نسیم نرم لای موهات

ایموجی:🥺

نظرات  (۲۱)

آخ این قند و عسل ها...

می‌دونین، اون‌ها شاید در ظاهر ظریف و نیازمند مراقبت به نظر بیان، شاید ما مبارزا دلمون بخواد از تلخی‌های دنیا دور نگهشون داریم؛ اما می‌دونین، از نظر عاطفی و روحی، اینا استقامتی دارن که باعث میشه ما دلمون بخواد سرمون رو روی شونه‌شون بذاریم تا آروممون کنن، درحالی که ما از نظر جسمی ساپورتشون می‌کنیم.

پ.ن: و این جوونمرگ شدنه... یاد سوفی خودم افتادم، دختر کاترینا و رودیا.

پ.ن۲: البته پیش میاد که قند و عسل ها از تایپ‌های دیگه هم باشن.. مثل مین سول آه که enfjئه و جزو معدود انگیزه‌هام واسه دیدن سریال پنت هاوسه یا هلن برنز infj 

پاسخ:
دقیقا همینطوره
یه اسم دیگه شون شاید ریشه باشه!
محکم و استوار،قدرتی رو معنا می‌کنن که متفاوته با تعریفی که اکثریت از قدرت دارن.
قدرتی برخاسته از لطافت.
ولی چون در سکوت همیشه بار جهان رو به دوش می‌کشن،آدم های زیادی متوجه این قدرت نمی‌شن. یا شاید سطحی نگری اجازه نمیده.
به قول اون بیت
هزار مرتبه از ریشه ریشه کن شده ام،
اگر که خم نشدم چون تو استخوان منی!
یا اونجایی که نادر ابراهیمی می‌گه:
تو اگرچه تکیه گاه منی اما خود در تنهایی،ساقه ی باریک یک گل مینایی، مگذار حتی نسیم یک اضطراب این ساقه ی نازک را مختصری خم کند.

انگیزه ها چون از جنس این دنیا نیستن،اینجا خیلی آسیب می‌بینن و شاید بخاطر همینه که انقدر زود می‌رن. اما قوی ترینن.

آره درسته توی هرتایپی ممکنه آدم شیرین و خواستنی وجود داشته باشه. اما infj و enfj ها همیشههه از نظرم توی گروه جنگجو و قهرمانن!

دوتا چمدون بزرگ دستم بود داشتم تو خیابون تندتند راه می‌رفتم... یه لحظه چشمم افتاد به نیمکت کنار خیابون، اصلا یادم نمیاد چهره یا لباس‌هات چطور بودن... فقط میدونم یه حسی یهم گفت این زینبه. 

ولی همچنان داشتم می‌رفتم، با خودم گفتم برگردم ببینم واقعا خودشه یا نه. دیدم از جات بلند شدی داری منو نگاه میکنی انگار تو هم منو شناختی.

اومدم پیشت گفتی با این دو تا چمدون اینجا چیکار می‌کنی؟

گفتم عجله دارم باید برم یجایی برسم. ولی دلم برات تنگ شده بود.

تو گفتی یعنی اینجا زندگی می‌کنی؟

گفتم نه، داشتم‌ رد میشدم. عجله دارم. ولی تو بشین رو همین نیمکت همینجا من میام پیشت میخوام کلی چیز برات تعریف کنم.

تو گفتی خداحافظ بهترین همسفر دنیای قصه‌ها.

منم چمدونمو برداشتم تند تند راه افتادم‌برم یجایی که نمیدونم کجا بود...

 

 

بعد از خواب بیدار شدم.

 خوابگاه اینقدرا نتش خوب نیست که پروکسی یا فیلتر خوب کار کنه میخواستم تو تلگرام بهت پیام بدم و بگم خوابتو دیدم. ولی نشد.

امروز یهویی وبلاگت رو باز کردم؛ دیدم پست جدید گذاشتی. (":

و

سلام!

حالت چطوره؟

پاسخ:
=)))))
پس من همینجا رو نیمکت نشستم و منتظرم برگردی هاااا🩷
می‌گم ولی مردم چه خوابایی می‌بینن من چه خوابایی. چرا خوابای من اصلا منطق ندارن پس؟
یادته خوابتو دیده بودم تو خوابم پسر بودی؟؟
حیف شد یادت نمیاد چه شکلی بودم..
فکر کن تو دنیای واقعی همین اتفاق بیفته و از کنارهم رد شیم. نمیدونم چی می‌شه!

سلام نرگسی^^
من خوبمممم. تو چطوری؟

سلام زینب

حالت چطوره؟ خوبید؟

پاسخ:
سلام سلاممممممم
خوبمم تو چی؟
اتفاقا میخواستم پست بذارم بگم بیاید اینجا خبر بدید از خودتون🥲
یه مدتم بیان برام بالا نمیومد

خدا رو شکر که حالت خوبه.

منم خوبم~

اصلا یه اوضاع شخمی شده... تنها خوبیش اینه‌ که فعلا امتحانات ترممون کنسلهXD

پاسخ:
🩷✨️
مراقب خودت باش🫂
آره خیلیم شخمی.. عه خب پس خدا رو شکر🤣 
نرگس بیا یه کاری کنیم TT

شما هم مراقب خودت باش🫂💕

مثلا چیکار کنیم؟

پاسخ:
چشم🥲

نمی‌دونم.. یه کاری که حس و حال قدیما رو داشته باشه..

قدیما چیکار می‌کردیم؟'-'

یادم نمیاد چرا؟

فقط می‌دونم دوران خوشی بودTT

پاسخ:
دعوا می‌کردیم؟😂 می‌زدیم تو سر و کله ی هم؟ البته فکرشو که می‌کنم این کارو الانم انجام می‌دیم..😂
آره چون حافظه شما 🐠..
اوهوم. بوی زندگی میدادTT
+
من خیلی وقت می‌شه کتاب نخوندم. دیدم دوماه مونده تا سال تموم شه و لیست کتاب‌های امسالم خیلی آبرو ریزانه ست. اونم منی که یه استاد دارم می‌گه هر هفته باید ده تا کتاب تموم کنید •-•
اصلا دلم خیلی زیاددد کتاب میخواددد و فردا تموم بشه دیگه وقتم آزاد می‌شه.. تصمیم گرفتم بعدش سر بزنم کتابخونه ببینم کتابایی که میخوامو دارن یا نه. ببینم تو این دوماه می‌تونم لیست کتاب‌های امسالمو به وضعیت آبرومندانه ای برسونم.
نمیدونم.. میای دوباره باهم کتاب بخونیم؟
+
نمیدونم چرا دلم خواست اینو برات بفرستم
https://uploadkon.ir/uploads/2a3112_26۲۰۲۶۰۱۱۲-۲۰۵۸۱۰.jpg
یه عکس یهویی و بدون فیلتر از میز کارم🫠

آره عزیزم... ما از هر کاری دست برداریم از تو سر و کله همدیگه زدن دست بر نمیداریمXD

 

+

هعییی زینب... منم خیلی وقته کتاب به اون معنا که میخوام نخوندم... کل دلخوشیم اینه که حداقل به سالی 50 کتاب گودریدز رسیدم سال2025... 

هفته‌ای 10تا کتاب؟ استادتون خواب و خوراک و کار و زندگی رو هم در نظر میگیره؟ مگه ممکنههههههه؟؟؟؟

 

چی بخونیم؟ من تازه شروع کردم شب‌ها کتاب توتوچان رو میخونم... درسته بخاطر اینکه نامحسوس درمورد آموزش و پرورش ژاپن هست شروعش کردم اما این موضوع اصلیش نیست و خود کتابه خیلی ناز نازیه عین انیمه‌هاست... اصلا یجوری دوستش دارم که یادم میره از اول برای چی شروعش کردم... 

البته نمیدونم برای شما هم جالب هست یا نهTT

 

+

وای!

اصلا نمیدونم چی بگمTTTTT

خیلی خوبه...اصلا حس خوبی داره میز شلوغ پلوغ با کلی وسیله هنری~~

مخصوصا شمع سازیT---T~

خیلی خوشحالم دوستم کارگاه شمع سازی داره، دوست هنرمند توی زندگیم نداشتم حالا دارمTT

اون وقت کل میز من کتابه و کتاب و کتاب و لپ‌تاپ و جزوه... اون وسط محض دلخوشی هم یه شمع و ساعت و چراغ مطالعه و گلدون...

پاسخ:
^~^
زبان عشقمون تا ابد🔪🔪🔪

+
هااااا؟ سالی ۵۰ تا کتاب؟ یعنی امسال ۵۰ تا کتاب خوندی؟ دختر من بالاترین رکوردم ۴۱ کتاب توی سال بوده.. امسالم به زور کتابایی که خوندم پنج تا شده😭😭 وقتی می‌گم آبرو ریزی یعنی این. بعد کتاب خوندن به اون معنا که میخوای چیه دیگه یعنی؟ 
از اونجایی که استادمون یه intj عه و اینا از یه سیاره دیگه اومدن.😔 به همه ی کاراشونم می‌رسن. همینارو آدم می‌بینه احساس جلبک بودن می‌کنه دیگه. اصلا عجیبا غریبا‌.

با همین توضیحاتی که دادی که عاشقش شدم. آموزش.. ژاپن.. انیمه ها.. همین الان می‌رم نمونه ش رو از طاقچه بگیرم بخونممممم*
ولی مطمئن نیستم کتابخونمون داشته باشدش و منم نمیخوام پی دی اف بخونمممممم😭😭

+
ای بابا. دوست هنرمند چیهTT
برام سواله دیگه چی میخوای که میزت نداشته باشه دقیقا؟؟

بله نائوری🗡💕🗡

 


الان سال سوم -یا چهارم؟- فکر کنم که این چالش رو توی گوریدز انجام میدم... میشه تقریبا هفته‌ای یک کتاب... البته امسال شد ۵۱ ولی بازم راضی نیستم ازش چون شاید سه-چهارتاش کتاب کودکان فوقش بیست صفحه‌ای باشه که برای مدرسه خوندم... یا کلا امسال زیاد کتاب کودک و نوجوان و داستان کوتاه خوندم، یجوریم انگار دچار افت شدم نسبت به دو سال پیش که کلی کلاسیک و ادبیات روسیه میخوندم...

 

واااقعا باید استادتون رمز کارشو بگه... همین الان دارم با چندتا کار توی روز احساس گسستگی می‌کنم! پایان‌ترم و خوندن برای ارشد و جشنواره تدریس برتر خودشون سه تایی دارن کمرمو خم می‌کنن! بعد ده تا کتاب هم هفتگی بخونیم؟؟TT

 

امیدوارم خوشت بیادTT 
خودم توی گردونه طاقچه عید بردمش... از اون موقع توی کتابخونه‌م بود و تازه شروعش کردم، پشیمونم چرا زودتر نخوندمش چون حتی کلی می‌تونستم برای مقاله مقایسه روش‌های تدریس ازش استفاده کنمTT 

 


دوست هنرمند شمایی دیگه^^~~


ببین حس میکنم شمع و گلدون از روی میزم بردارم هیچی نمی‌مونه؛ خیلی خشک و رسمی می‌شه!
قبلا پشت کنکورم که بودم میزم بالاخره همیشه دفتر نقاشی روش بود یا مداد رنگی‌هام توی جاقلمی سر دستم بودن الان تازه این ترم یه درس اختیاری برداشتم به اسم کارگاه نقاشی که باعث شد بعد از شاید دوسال دست به مداد رنگی بزنم... حس می‌کنم زندگیم خیلی خشک و کتابی شده. انگاری مغزم توی کتاب‌ها گیر کرده... فیلم میبینم توی ذهنم ربط داده میشه به نظریه‌هایی که خوندم؛ کتاب که میخونم برام میشه روانشناسی رشد و آسیب‌شناسی...
میترسم تهش بشم مثل اینایی که همه زندگیشون میشه شغل و کتاب و مقاله و دیگه نمیتونن زندگی کنن...
نمیدونم... شایدم دارم زیادی فکر می‌کنم...

پاسخ:
من واقعا از زندگی عقب افتادم.
پارسال زیر بیست تا شد کتابام،امسالم که هیچی.
حالا تو دو سه تا کتاب کودکان از بین این پنجاه تا خوندی می‌گی راضی نیستی از خودت؟ TT
میدونم مسابقه نیستا،ولی بازم من ناراحتم 🥲
آره منم بطرز شگفت آوری دلم برای کتابای کلاسیک تنگ شده انقدر که نخوندم! البته یه کلاسیک خوب☆_☆

استادمون.. می‌گه همیشه. اینکه تو هر موقعیتی میخونه. توی اتوبوس،وقتای مرده،موقع غذا خوردن و ظرف شستن و مرتب کردن اتاق(کتاب صوتی و پادکست)
راستش منم می‌کنم اینکار هارو ولی یه مشکلی که هست اینه که به قول شاهرخ مسکوب:
"کتاب خوندن برای من مثل عبادته. احتیاج به حضور قلب داره"
البته ایشون فرموده بودن نوشتن😔☝️
دیگه باید خیلیییی کائنات و همه چی دست به دست هم بدن و همه چی میزون باشه تا وقتی کتاب میخونم حس نکنم حیفش کردم. بخاطر همین خیلی میندازم عقب کتاب خوندنو:((

نمونه ش رو رفتم خوندم. تا اومدم حس بگیرم باهاش تموم شد:// ولی تا اینجا خیلی خوشم اومدددد😭😭
حالا از کجا گیر بیارمششش
گردونه طاقچه به من کلی کتاب هدیه داده که همشونم چرت و پرت🥲 چرا ازین کتاب خوبا نمیده به ما😭
من جدای از اینکه عاشق ژاپنم و داستان های ژاپنی حس خونه بودن و آرامش برام دارن،از معلم‌های ژاپنی شدید خوشم میاد. انگار همشون آقای کتاب فروشن. بخاطر همین این کتابه هم دوست دارم بخونم.
الان که نتا قطعه ولی نمی‌دونم چنل خانم بهرامی رو داشتی تو تلگرام یا نه. درباره ی ژاپن و آموزش پرورش و مدرسه هاشون و معلم‌هاشون خیلی می‌نویسه. خیلیم خوب و مفیدن مطالبش.

پس باید بیای اتاق و زندگی منو ببینی😂 آبجیم برا خودش میز تحریر درست کرده و با چندتا جعبه کتابخونه ساخته و کلی نقاشی چسبونده به دیوارشون و کلی چیز میز کیوت.. اصلا محیط امن اختصاصی خودش. ولی من خیلی وقته اشتیاقمو برا اینجور کارا از دست دادم. دوست دارما.. ولی اون انگیزه کافی درونم نیست.
البته این کارا رو خیلی خیلی تایید می‌کنم چون هرچقدرم جزئی باشن توی زنده نگه داشتن دل خیلی نقش مهمی دارن.
همممم.. نه. بنظرم خوبه که بهشون فکر میکنی. فکر کردن بهش باعث می‌شه یادت نره که نباید به اینجور زندگی عادت کنی.
ولی زیاد هم سخت نگیر. حتی همین کارا هم نباید برای آدم تبدیل بشه به تکلف.

پ.ن:بله. بالاخره آزاد شدممم
اما یه اتفاقی افتاد که باز هم فردا و فرداهای دیگر نمی‌تونم برم کتابخونهTTTTT
نیاز دارم یکی رو بزنم😭😭😭😭😭😭
وای کاش نتا رو وصل کنن من حداقل بتونم باز با کتاب صوتی کارمو پیش ببرم
هرچند دوست ندارم نتا وصل شه ولی فقط کست باکس بالا بیاد😔☝️ اون که آزاری نداره..

کمالگراییه که داره دیوونه‌م می‌کنه. برای همین راضی نیستم :"

معلومه مسابقه نیست... طرف میره شونصدتا کتاب می‌خونه باهاش که حرف می‌زنی قد بچه کلاس ششمی بارش نیست. مهم اینه که چی خوندی و چقدر باعث شد بزرگ بشی...

کلاسیک خوب واقعاTT

فکر کنم آخرین کلاسیکی که خوندم قصر آبی بود... تو خط واحد دانشگاه می‌خوندمشTT

 

غذا خوردن رو قبول ندارم اما بقیه‌ش رو منم انجام می‌دم به ده تا کتاب نمی‌رسم "-" 

گفتی اتوبوس یادم افتاد این سری داشتم میومدم خونه توی اتوبوس هزارخورشید تابان رو می‌خوندم... اصلا جای مناسبی نبود"-" نمیتونستم جلو اشکامو بگیرم همینجوری شرشر اشک میریختم کنار دستیم یجوری نگام می‌کرد انگار دیوونه دیده"-" خب لنتی غم‌انگیزه داستانش میفهمییی؟TT

 

منم بعضی اوقات همین حسو دارم که انگار خوب نخوندم کتاب رو... ولی بازم می‌خونمش... مثلا بر میگردم از دو سه تا فصل عقب‌تر دوباره شروع می‌کنم. ولی میخونمش به هرحال.

 

گمونم این تنها کتاب خوبیه که بهم داده. بقیه‌شون رو خوندم چرت و پرت محض بودن"-"/

دیدی چقدر نازنازیه؟ عاشق مدیر و مدرسه‌شونم^-^

 

چنل خانم بهرامی که برای من انگار کتاب مقدسهxD هممه نوشته‌هاشون رو سر فرصت میخونم و یجوری یادداشت برمیدارم انگار قراره رئیس جمهور یا کم‌کم وزیر آموزش و پرورش بشمxD فقط بدیش اینه که ارزش رفرنسی نداره. اگر توی سایت مینوشتن حداقل می‌تونستم ازش استفاده کنم اما کانال تلگرام منبع محسوب نمیشه برای کار تحقیقاتی و پژوهشی...

 

وای عین آبجی من... اینقدر دوست دارم دلشون زنده‌ست و کلی شور و اشتیاق دارن :")))

منم نمیگم ما هم اندازه اونا شور زندگی و کودکی درونمون غلیان کنه. همینکه یکم دور و اطرافم حس خونه بهم بده برام کافیه... 

در همین راستا از دیشب کل میزم رو خالی کردم و دوباره چیدم! جزوه و مقاله و همه‌چیز رو مرتب کردم گذاشتم توی پوشه تو کمد چیزایی که فعلا میخوام سر دستم باشن رو گذاشتم بمونه. یه گلدون پتوس هم داشتم که قبلا به بهونه اینکه دستش بلند شده و روی میز جا می‌گیره داده بودم مامانم که رفتم و پسش گرفتم"-"~ کیبوردمم صد سال بود خریده بودم دلم نمیومد استفاده کنم بالاخره از جعبه در آوردم'-'

کلیک

الان دیگه کمابیش دوستش دارم میزمو... این پروژه تحقیقی که الان دارم روش کار می‌کنم تموم بشه چیزاشو از تو دست و بالم جمع کنم دیگه ردیف ردیف میشم. خسته‌م کرده"-"

 

پی‌نوشت:

بیا منو بزن🥲

کتاب صوتی‌های بی‌نهایت طاقچه رو گوش بده خودم تصمیم گرفتم شروع کنم موقع ظرف شستن و غذا درست کردن آنا کارنینا گوش کنم. قبلش یه کتاب دیگه گوش میدادم بهم حال نمیداد... اسمش یادم نمیاد... کارساندرای زیبا؟ یچی تو همین مایه‌ها بود...

اتفاقا مردم اونجا خیلی دیوونه بودن!! کامنت‌ها و پادکست جنجالی کم نداشت... ولش کن بیا به طاقچه راضی باشیم...

پاسخ:
من کمالگرا نیستم. فقط واقع گرا هم که باشی این تعداد کتاب خوندن فاجعه باره اونم برای من =__=
دقیقا اینجور آدما کاش اصلا کتاب نخونن براشون بهتره. چون وقتی میخونن دیگه خیلی فاز همه چیز دان بودن می‌گیرن تحملشون غیر ممکن تر می‌شه! یه گپ کتابخوانی عضو بودم قبلا تو تلگرام،همین شکلی بودن🤦🤦
من میخوام اوژنی گرانده رو بخونم. نمیدونم خوبه یا نه ولی تو لیستمه.
شاید باورت نشه من خاطرات مونتگمری به اون حجیمی رو توی ایستگاه اتوبوس و خود اتوبوس تمومش کردم!!
این روزا به حال و هوای کلاسیک خیلی بیشتر ایمان آوردم. دارم سریال جونگ نیون رو می‌بینم.. عشق می‌کنم باهاشTT
خیلیییی فضای کلاسیک رو دوست دارم.

من موقع غذا خوردنم اگه تنها باشم گوش میدم XD خیلی خوش می‌گذره.
وای هزار خورشید تابااااااان. این کتابو بمیرمم حاضر نیستم یه بار دیگه بخونم.
من با اینجور کتابا گریه نمی‌کنم. فقط از شدت خشم و ناراحتی هر آن دلم میخواد کتاب رو بکوبم تو دیوار!

نه ملکه سرخم بهت داده بود😔
به مدیر و مدرسه شون نرسیدم. تموم شد قبل اون. خیلی دلم میخواست ببینمشوووون.

عهههه پس داریش😁 خیلی خوب و حسسسسرت بر انگیزه چنلششش.

خب افرین همین قدمی که برداشتی عالیه👏👏
خیلی خوب شده*-*
فقط شمعت کو؟
منی که اصلا گلدون ندارم. دلم گل های خوشگل خوشگل میخواد😭😭😭

نزدیک نیستی وگرنه می‌زدم😔
اشتراکش رو ندارم گرونم هست🥲😂
آنا کارنینا رو اول سال منم گوش میدادم ولی ولش کردم. نمیدونم چرا. یعنی تولستوی به اندازه داستایوفسکی برام جذاب نیست؟ D; دوستش داشتما ولی خب.
الانم دیگه ندارم که بخوام ادامه ش بدم. تنها کتاب صوتی ای که ذخیره دارم روزها در کتاب فروشی موریساکی هست که دوستش دارم. اسلایس او لایف و آرامش بخشه.
من طرف کامنتا و پادکستای جنجالی نرفتم. بخاطر همین در جریان نیستم..

امیدوارم کامنتم اومده باشه وگرنه کل بیان رو آتیش میزنم"-"

پاسخ:
بلاگفاست مگه که نیاد؟
دلت میاد اتیش بزنی؟ تنها راه ارتباطی مون همینه ها..

سلان

پاسخ:
عام
شما؟👀

+ مدیونی فکر کنی اگر اون R رو پیدا کنم میزنمش چون پریده وسط کامنتام و باعث شده بخش آخرین نظرات دیگه کامل مال نباشه🚶

 

خیلی از گروه‌های تلگرام همینن... یه مشت آدم دور هم جمع شدن تز الکی میدن و فکر میکنن انجمن روشنفکری راه انداختن"-"

 

اوژنی گرانده همون دزیره ست؟ از آن ماری سلینکو؟ یادمه اون موقعا که موخوندم دوستش داشتم. نمیدونم اگر لان بخونمش هنوز دوستش دارم یا نه...

 

عه آرههه!! ملکه سرخ! اونم اگر بخشی که مربوط به زمان حال بود رو فاکتور بگیریم ازش خوشم اومد...

 

شمع رو گذاشتم روی شلف بالای میز^^~

شمع‌های نازنینم رو از خودم دور نمی‌کنم'^'

 

گلدونننن... وای باید اینو بگم... به‌جز اون پتوسه اون یکی گلدون روی میزم یه بونسای خوشگله که میمیرم براشTT پارسال که خریدمش یه ذره کوچولو بود با دوتا برگ الان بزرگ شده گذاشتمش تو گلدون بزرگ‌تر اصلا نگاش می‌کنم ذوق مرگ می‌شمTT خود خود ژاپنیه بچه‌مTT برای هر برگ و جوونه‌ش کل خانواده رو خبر می‌کنم بیان نگاش کنن تشویقش کنن رشد کنهTT اصلا اگر میتونستم با خودم می‌بردمش خوابگاهT^T~

گلدون خیلی خوبه... قبلا کلی گل داشتم تو اتاقم اما به لطف مادر و خواهر گرامی بقیه‌شون خشک شدن... فکر کنم فقط همین بونسای هم برای این سالم موند که مامانم می‌دونست اگر خشک بشه خونه رو خراب میکنمxD

 

من براش کد تخفیف دارم اگر بخوای.

تازه اگرم میخوای نام‌کاربری و رمزمو خصوصی برات بفرستم با اکانت طاقچه من وارد بشی؟ من و مامانم و دوستم خیلی وقته باهم شریکی استفاده می‌کنیم هنوز دونفر دیگه جا داره برای اضافه شدن... اینجوری بهتر و ارزون‌تر هم هست.

 

آخه دیوونه‌ها این آخریا زیر همممه چیز حتی پادکست‌های انگلیسی کامنت چرت و پرت میذاشتن. اصلا لازم نبود بری سمتشون... خودشون ماشالا همه‌جا رو با نظرات آشغالشون پر کرده بودن🚬

 

 

+

کامنتمو که فرستادم صفحه‌ی دردسترس نمیباشد و اینا اورد برام. برای همین عصبانی شدم. کلی تایپ کرده بودم🚬🚶

پاسخ:
آره تازه داشتی موفق می‌شدی😂😂

اره ولی گروهه تجربه ی خوبی بود. حکایت ادب از که آموختی از بی ادبان بود برام. (و بعضی وقتا دراما دوست دارم حال میده😂😂)

نه اون نیست نویسنده ش انوره بالزاکه.

منم زمان حالش رو نخوندم و دوستش داشتم♡

میخواستم شمعتم ببینم خب😭

مراقبت از گل و گیاه خیلی خوبه خیلییی. باید برم برای خودم یکی بگیرم اینجوری نمی‌شهTT
یعنی جزو فانتزیامه تو گلخونه زندگی کنم*

واقعا؟ می‌شه؟
یعنی اشتراک برای کتاب صوتی داری یا متنی؟ یا جفتش؟
آرههه می‌شه منم بیام لطفا🥺🙏 

آخه پادکست هایی که من دنبال می‌کنم خیلی کوچولو،دور افتاده و بی حاشیه ن😆
ایرانیِ همیشه در صحنه.

سلامی دوباره 

سلام قبلیم کیبورد کرد سلان‌.....

شما راجب کاراکتر دونگی خیلی قشنگ نوشته بودی

اتفاقی با وبلاگت آشنا شدم چند وقت پیش 

راجب سریال ایسان و کاراکتر هاش هم مینویسی؟

آخه میدونی اکثرا سریال ایسان ندیدن خیلی هیجان زده شدم وقتی دیدم که دیدی 

پاسخ:
سلام به شما🌱
بله متوجه شدم
ایولللللل یه ایسان فن🥰😍
آرهههه اتفاقا میخوام درموردش بنویسم اینجا هم🥲 پستشو نوشتم به زودی کاملش می‌کنم میذارم 
درباره ایسان و کارکترهاش توی چنلم خیلی مفصل نوشته بودم. اینجا قراره یه چیزی بنویسم صرفا شبیه ادای احترام. ولی دیگه مثل اونجا نمی‌تونم بنویسم. اونا رو حین دیدن سریال و ریواچ مجددش نوشتم و ریز و درشت احساساتم و تحلیل هام توشه که اینجا نه جا می‌شه نه میتونم دوباره مثلشون بنویسم. هعی

منم خوشحال شدم یه نفر دیگه ایسان رو دیده🩷🫂
خودم دوسال پیش دیدمش برای اولین بار. ولی واقعا محشر بود. کاش زودتر دیده بودمش🥲🥲

وای چه عالی مشتاقانه منتظر خوندنش هستم😍

خیلی سریال قشنگی 

یه کم طولانی هست ولی ارزش وقت گذاشتن نداره که خب متاسفانه اونقدر که باید طرفدار نداره برای همین وقتی میبینم یه نفر دیدنش خیلی هیجان زده و ذوق زده میشم

خصوصا این که توی یک وبلاگ دیدم بهش اشاره شده😍

سریال محشری بود و پر از درس زندگی 

از اون سریال هاست که میشد با کاراکتر هاش زندگی کرد 

البته اگه عمیق نگاه میکردی که متاسفانه خیلیا بهش فرصت ندادن و سطحی دیدنش 

صرفا یه سریال طولانی🥲💔

راستی وبلاگ قشنگی داری🌸🍀

منو یاد تابستون میندازه و بهار 

یه حال خوش 

مثل وقتی که عید میشد و شاد بودیم از تعطیلات 

یا وقتی آخرین امتحان مدرسه می‌دادیم و با هیجان‌ می‌گفتیم اخجون تابستون شروع شد 

یا وقتی موقع خوردن خوراکی مورد علاقه اتفاقی کارتونی که دوستش داشتیم هم پخش می‌شد

تموم اون حس ها برام تداعی شد

و......

رنگ سبز حس زنده بودن میده 🪴

پاسخ:
خیلی ایده برای پست گذاشتن دارم ولی اصلا دست و دلم به نوشتن نمی‌رفت. ولی الان انگیزه گرفتم که زودتر پست ایسان رو بذارم^^
منم همین‌طور. خیلی حیفه سریال به این خوبی انقدر آندرریتده. چون تلوزیون هیچ وقت پخشش نکرد. 
من اصلا نمی‌تونم حسی که به ایسان دارم رو توصیف کنم فقط می‌دونم چیزیه که همیشه دنبالش می‌گشتم. خیلی نابه سریالش.
از وقتی اینو دیدم حتی دونگی هم از چشمم افتاده🥲😂

مرسی واقعا🥰🩷
خوشحالم که همچین حسی دارید به اینجا
اگه این وایب رو داره یعنی کارش رو درست انجام داده^^

خیلی خوشحالم انگیزه گرفتی زودتر پست بذاری😍😍😍

میفهمم 

لایق توجه بیشتری بود 

بعد یه سری سریال های بی محتوای الان کلی طرفدار دارن و....

منم هر دو تا دیدم ولی با ایسان بیشتر ارتباط برقرار کردم نمیدونم چرا

دونگی برام یه سریال قشنگ 

ولی ایسان یه چیزی فراتر از سریال😍

پاسخ:
منم خوشحالم یه نفر دیگه که ایسان رو دیده و درکش می‌کنه پیدا کردم🥰🥰🥰💞
یه کامنتی بود توی پرموویز، می‌گفت
"یه سکانس احساسی سونگ یون و پادشاه با اون موسیقی متن خیره کننده ، تمام سریال های در حال پخش کره جنوبی رو زیر سوال می‌بره"
و چقدر زیبا گفت.

دونگی شاید کیفیت ساختش بهتر باشه ولی معصومیت و اصالتی که ایسان داشت توی هیچ سریال دیگه ای تکرار نمی‌شه.
و شخصیت های ایسان چه از لحاظ شخصیت پردازی چه دوست داشتنی بودن خیلی از دونگی بالاترن!
یه وقتایی برگام می‌ریزه وقتی پادشاه دونگی رو می‌بینم و باخودم می‌گم چطور نویسنده و کارگردانی که قبل از این ایسان رو ساخته بودن،تونستن همچین پادشاهی رو بنویسن😂

حق+++
ایسان سریال نیست. زندگیه🥰

 آخ دقیقا 😍

وای خیلی خوبه تو هم طرفدار ایسان و سونگ یونگیییی😭😭😭

ماهایی که این سریال دوست داریم خیلی مظلومیم‌ آخه حتی نمیتونیم راجب کاراکتر های مورد علاقه مون حرف بزنیم چون هیچ کس نمیشناسه 💔

اصلا موسیقی متن های ایسان عالیه 

بعد جالبه واس هر کاراکتر و حس و حال یه موسیقی متن جدا داره😭💔

همیننن‌ من با پادشاه دونگی مشکل داشتم ایسان اصلا باهاش قابل قیاس نیست 

به نظر من شخصیت پردازی کاراکتر های فرعی توی ایسان بیشتر و بهتر بود نسبت به دونگی

 

اوم راستی 

طبق معمول اسم سریال ایسان دیدم و هیجان زده شدم🤣

کلا وقتی اسم ایسان میاد توی برون‌گرا ترین حالت ممکن میرم🤣

میخواستم یه سوال ازت بپرسم چون شناختی ازت ندارم

خب من غریبم‌

از اونایی هستی که دوست داری فقط دوست هات و کسایی که باهاشون ارتباط صمیمی داری برات کامنت بزارن و پست هات دنبال کنن یا اکی هستی با این که هرکسی که مطالبت رو دوست داره نظر بده و پست هات بخونه و..... 

نمیدونم خوب تونستم منظورمو برسونم یا نه

پاسخ:
ایسان و سونگ یون تا ابد>>>>>>>>
تو کارکتر مورد علاقت کیه تو سریال؟
آره🥲 نفرینی که من دچارشم اینه که همه ی چیزای مورد علاقم آندرریتد ترررینن. 
موسیقی متن هاش شااااااهکاره! دقیقا! برای هر کارکتر جدا داره و هرکدوم حال و هوای خودشونو دارن😭💜 اصلا سریالی که تو بودی ایسان😭 چطوری میتونه انقدر ناب و خالص باشه..
بنظرم تنها چیزی که دونگی توش قوی تر از ایسان عمل کرده شخصیت پردازی شخصیت منفی‌هاست. البته توی ایسان هم منشی جونگ خیلی خوب بود. راضی بودم ازش.

نه برام فرقی نداره اگر از طرف وایب بدی نگیرم. اگه مشکل داشتم که اصلا جواب نمی‌دادم😂
مخصوصا کسی که ایسان فن باشه💘💘
اصلا اگه دوست داشتی می‌تونیم بیشتر آشنا شیم باهم.

کلا از تو چنگم درآوردش :"|

"-"

 

نمیدونستم فرق دارن! این یکی رو نخوندم.

 

شمعم معمولیه

توی شیشه‌ست، با در فلزی طور... *چه توضیحات جامع و کاملی '-'*

 

حتتتما حتما بگیرTT اصلا گل و گلدون روح می‌دن به اتاق و خونهT^T~

 

اشتراک طاقچه بی‌نهایت دارم...

کلی هم برگ رویش که می‌شه باهاشون کد تخفیف گرفت برای اونایی که تو بینهایت نیستن.

معلومه که می‌شه!^^~~~~ خصوصی برات می‌فرستم♡~

پاسخ:
اوهوم شکست خوردی😂

اصلا چرا فکر می‌کردی یکین؟
چون شنیدم کارکتر پردازیش خیلی خوبه میخوام بخونمش امیدوارم راست گفته باشن و همینطور باشه🙏🙏

آها فهمیدم چطوریه.
باید بیای اینجا من از اون شمع خوشگلا برات درست کنم😔

آییییی مرسیییییییی🥲🩷🫂 خدا خیر دنیا و آخرت بهت بده دختر.
یعنی کتاب صوتی های بی نهایت رو هم می‌تونیم گوش بدیم دیگه با این اشتراکه؟
حالا گفتم پی دی اف نمیخوام بخونم ولی می‌شه وقتی توتو چان رو تموم کردی منم بخونمش؟

کاراکتر مورد علاقه من طبق معمول کسی که یا بقیه زیاد بهش توجه نکردن یا ازش سو برداشت کردن یا ازش متنفرن🤣 معمولا از این سه حالت خارج نیست 

خب شروع میکنیم 😍

وقتی راجب ایسان حرف میزنم خیلیی هیجان زدم اصلا انگار یه آدم دیگم😍

 پس ممکنه طولانی شه

من اولین کسی که تو این سریال از شخصیتش خوشم اومد منشی هونگ بود 

نمیتونم دقیقا بگم چرا اینقدر دوستش دارم چون برای خودمم عجیبه که اینقدر تو بحر یه کاراکتر برم ولی واقعا دوستش داشتم و هیچ وقت این کاراکتر فراموش نمیکنم 

بی نظیر بود برام طوری که همچین شخصیت پردازی عمیقی دیگه برام تکرار نشد

هوشش، اخلاقش، طرز فکرش، وفاداریش، علاقه ای که به آدم های خاص زندگیش داشت همه برام ناب بود و با مرگش خیلی غمگین شدم

بعد از اون خود ایسان هم دوست داشتم خیلی زیاد بی نهایت جلوتر از زمونه خودش بود 

طرز فکرش محشر بود و روح بزرگی داشت علی رغم سختی های زندگیش 

دایسو هم دوست داشتم 

سونگ یونگ هم همیشه پاک و مهربون و آروم بود در برابر هر چیز و هر کس و اینکه نمیذاشت رفتار بقیه شخصیت اصلی خودش رو تعریف کنه رو دوست داشتم 

منشی جونگ سر سکانس های آخرش دوست داشتم ولی درکل برام شخصیت جالبی بود خصوصا سکانس های قرار ملاقات هاش با منشی هونگ 

بقیه کاراکتر هم تو قلبم هستن ولی خب منشی هونگ بیشتر از همه 

من درکت میکنم خیلی سخته یه کاراکتر دوست داشته باشی ولی بقیه حتی اسمش رو نشنیده باشن🥲

آفرین ایسان فوق العاده بود از هر لحاظ😍

آره کاراکتر بانو جانگ تو دونگی خیلی قوی شخصیت پردازی شده بود و اونم دوست داشتم 

 

خب پس خوشحالم اینو می‌شنوم❤و اینم بگم که بی صبرانه منتظرم تا پستت رو راجب ایسان بخونم چون هرچیز مربوط به اون قطعا جذاب😍

ممنونم عزیزم آشنایی باهات باعث افتخارمه ❤

پاسخ:
ای جان😍
حجم علاقت به این سریالو دوست دارم. خودمم دقیقا همینم.
اصلا باورم نمی‌شه🫠
با تمام نظراتت درباره منشی هونگ موافقم. برای منم خیلی خاص بود و کیف کردم باهاش واقعا.  
کاش من میتونستم نویسنده این سریالو ببینم.
ایسان برای من رتبه اوله.😭 نه تنها توی سریال خودش،بین تمام شخصیت‌های مورد علاقم از همه جای دنیا.
نمی‌تونم حسم رو بهش توصیف کنم. فقط من یدونه ازاینا تو زندگیم نیاز دارممم😭☝️
منم همه ی کاراکتر هارو دوست داشتم. همه رو. (بجز منفی ها) یعنی تمامشون حس عجیبی داشتن برام. یجور خاصی که فقط مختص خودشونه.
سونگ یون عزیزمممم😭💜 روح سریال بودTT
نمیدونم سریال شاهزاده زیر شیروانی رو دیدی یانه. کارکتر هان جی مین اونجا هم به شدت شبیه سونگ یونه. فقط یکم کارکتر پردازیش وسیع تره. دلم میخواست نقش شاهزاده ی اون سریالم بازیگر ایسان بازی کنه البته بهش نمیخورد.😂 شاهزاده اون سریال خیلی مغرور و تخس بود. XD
انگار هر شخصیت ایسان توی دونگی یه معادل داره ولی همشون از مال دونگی خفن ترن. مثلا ملکه ی ایسان با ملکه اینهیون. ملکه اینهیون خیلی ساده و منفعل بود درحالی که ملکه ی ایسان عاقل،باهوش،شجاع،با وقار.. حتی بازیگرهاشونم دلنشین تر بودنننTT
درمورد دونگی.. بجز بانوجانگ برادرش جانگ هی‌جائه هم خیلی خوب بود.👌

منم همینطور.🫂 خوشوقتم.

من شکست نخوردم.

فقط پیروزیم به تعویق افتاد🚬🗡

*آهنگ گانگستری در پشت زمینه پلی کنید لطفا*

 

چون اسم دزیره هم اوژنی بود'-'

ولی الان رفتم نگاه کردم اون اوژنی کلاری بود. فامیلش رو یادم رفته بود تو ذهنم اینجوری میومد که یکین فقط اسم کتابه فرق داره.

 

آخه خوشگل باشه چجوری روشنش کنم؟

تازه از دوستمم خریده باشمش دیگه عمراTT فقط باید بشینم نگاش کنمTT

 

خواهش می‌کنم💕🫂

آره دیگه... هرچی بی‌نهایته می‌تونی استفاده کنی. صوتی و متنی و ... فقط تو بی‌نهایت باشه.

توتوچان رو خوندمش تموم شد دیشبT^T~~~

نه نمیخواد. با همون رمز که برات نوشتم وارد شو...

پاسخ:
چشم آقا روباهه😎


خب روشن نکن "-" 
خودمم روشنشون نمی‌کنم😂


آخجون^^
عههه.. پس برم بخونمش من؟
بله. وارد شدم^^ 🙏

وای خدااا‌ انگار دارم خواب میبینم که یکی دیگه هم منشی هونگ دوست داره😭😍

آخه اکثرا دوستش نداشتن با این که فوق العاده بود

ایسان خیلی خوب بود کلا 

طرز فکرش عالی بود به فکر برده ها بود، به دورگه ها فرصت داد، برخلاف تفکر اون دوران دختر هم مثل پسر دوست داشت و.......

آها اینو یادم رفت کارمند های کتابخونه هم خیلی آدم های عاقل و مسؤلیت پذیری بودن و حس احترامی که همیشه برای ایسان قائل بودن فوق العاده قشنگ بود

آره یه چیزایی ازش یادمه تقریبا 

خیلی ناز بود اونجا🥲 مظلوم تر از سریال ایسان بود از همون بچگی تا لحظه آخر 

دقیقا 

خیلی جالبه اول ایسان ساخته شد بعد دونگی ولی شخصیت پردازی های ایسان بهتره 

درسته رابطه ایسان با ملکه اش عاشقانه نبود ولی ایسان همیشه پشتش بود و همین به ملکه اعتماد به نفس میداد ولی اینهیون جدا از شخصیت منفعلش حتی پادشاه هم کنارش نبود و لحظه آخر اومد که دیر بود....

وفاداری و علاقه ای که برادرش تا لحظه آخر به بانو جانگ داشت خیلی قشنگ بود

 

متشکرم ❤😘

پاسخ:
خودمم😭
شخصیتش مال خاص پسنداس😌👌
من کلا این شخصیتایی که دوست داشتنشون سخته رو یه جور دیگه دوست دارم.
وای روشن‌فکریش>>>>>>
کارمندای کتابخونه😭😭😭 عاشقشون بودممم!
نه بنظرم مظلوم بودنشون توی هردو سریال یه اندازه بود. اصلا برام فرقی ندارن جفتشون سونگ یونن از نظرمن😂 فقط چون من دوست داشتم سکانس های بیشتری از سونگ یون ببینم،شاهزاده زیر شیروانی باعث می‌شه به این خواسته م برسم.
مخصوصا اینکه نشستم خودم سناریو نوشتم ایسان به آینده سفر می‌کنه و میاد تناسخ شده ی سونگ یون رو می‌بینهTT

دقیقا بخاطر همین من متعجبم! چطوریه اینو که اول ساخته بودن:/
اینو موافقم. ملکه اینهیون از این نظر خیلی گناه داشت. دلم می‌سوزه براش با این شوهر بی مصرفی که داره🤣

🌸💞

آفرین دقیقا هر کسی نمیتونه درکش کنه 

به نظرم اکثر شخصیت هایی که دوست داشتنشون خیلی سخته یا برای بقیه خیلی دوست داشتنی نیستن یک نفر رو با تمام وجود دوست دارن و این خیلی قشنگه

مثلا همین منشی هونگ 

هرکاری میتونست بکنه غیر از صدمه زدن به ایسان 

اصلا خط قرمزش ایسان بود و تا آخر اینو حفظ کرد

گریمش خیلی شبیه‌ 

وای جدییی؟ چه قشنگ 😍

آخ عاشق اون سریال هاییم که تو ذهن مخاطب هیچ وقت تموم نمیشه و ادامه داره

هان جی مین و لی سئو جین تو واقعیت هم خیلی صمیمی هستن 

هروقت اونا باهم میبینم یاد سریالشون‌ میفتم

یه چیزی واس ایسان و منشی هونگ هم سناریو نوشتی تا حالا😍 دو تا از مورد علاقه ترین هامم😍

آره دقیقا اینهیون کلا از هیچی شانس نیاورد 

باز بانو جانگ قدرت داشت و مدتی مورد توجه پادشاه بود ولی اون بدبخت حتی نتونست اعتماد اونو جلب کنه

پادشاه دونگی رو زیاد دوست ندارم چون از نظر من باعث و بانی خیلی از اتفاق ها خودش بود و نمیتونست خیلی قاطعانه عمل کنه 

ولی ایسان نه 

اون خیلی شجاع و اهل ریسک بود با این که گذشته وحشتناکی داشت

کاش یک بار دیگه ایسان پخش شه😭

پاسخ:
همممم.. درمورد ویژگی ای که گفتی مطمئن نیستم همشون داشته باشن نمیدونم بهش خیلی فکر نکردم. باید برم ببینم بقیه ی شخصیت های مورد علاقه ی اینطوریم،اینجورین یا نه.
منشی هونگ و ایسان رابطه شون بی نظیر بود
دقیقاااا ایسان یه همچین سریالی بود😭
نمی‌دونستم تو واقعیتم صمیمی‌ان😭😭✨️ وای چرا ازدواج نمی‌کنن باهم اصلاTT من نوه مو میخواممم.
بلی نوشتم:))) من کلا از ایسان خیلیییی سناریو نوشتم.
هعی سیاه بخت اینیهیون. اینم مثل ولیعهد سادو بود بیچاره🥲😂
نمی‌دونم این پادشاه تو واقعیتم همین‌طور بوده یا نه ولی توی سریال که خیلییییی شخصیت داغونی داره. 
ایسان مررررده مرد🤌 مرد واقعی.
تازه پخش شده که😄 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">